فروشگاه فایل ارزان پک,آموزش بورس,طراحی سایت و سئو

روانشناسی ثروت ۳ (کسب و کار فوق العاده) عباس منش

روانشناسی ثروت ۳ (کسب و کار فوق العاده) عباس منش

ماجرای تاکسی پیکان دنده آرژانتینی بدون کولر من و دردسرهایی که به عنوان یک راننده تاکسی در بندرعباس داشتم، برای بسیاری از شما آشناست و حتی همان چیزی که روزی واقعیت انکار ناپذیر زندگی‌ام بوده،  گاه به موضوعی طنز آمیز در فایل‌هایم بدل می‌شود. من همان فرد با چنین گذشته‌ی پر آشوبی بودم که تمام دغدغه زندگی‌اش مواجه نشدن با پلیس‌های راهنمایی و تمام خوشحالی زندگی‌اش مواجه شدن با مسافر دربستی بوده.

قصدم از یادآوری موضوع، این است که بگویم نمی‌توانی هیچ بهانه‌ای برای موفق نشدن داشته باشی و می‌توانی هر وضعیتی را تغییر دهی، همانگونه که من آن وضعیت را در کمتر از ۸ سال به طور بنیادین تغییر دادم.

الان در ویلای رؤیایی‌ام در یکی از زیباترین مناطق فلوریدای آمریکا زندگی می‌کنم که بر روی دریاچه‌ای ساخته شده که بخشی از ملک شخصی‌ام است و سود سرمایه گذاری‌هایم به راحتی کفاف یک زندگی مرفه برای سه نسل آینده‌ام را تأمین کرده است.

وقتی به حاصل زندگی ام می نگرم، خودم را مثال باغبانی‌می بینم که نه تنها سالها راه و روش زیرک‌ترین باغبانها که تناورترین درختان را از دل یک بذر کوچک به وجود آورده‌اند را بررسی نموده،  بلکه خودش نیز بذرهای زیادی را تبدیل به درختان تناور و پرثمر نموده.

درختانی که آنقدر قد کشیده‌اند، که علف‌ هرز برایشان بی معنی است زیرا سایه هاشان آنقدر زیاد شده که هیچ علف هرزی در کنارشان دوام نمی‌آورد.

شما نیز قادری با  آموزش های دوره روانشناسی ثروت۳،  اگر خودت بخواهی، از خود چنین باغبانی بسازی!

دلایل لایق بودنم برای تولید روانشناسی ثروت۳ و آموزش مدیریت کسب و کار:

به این دلیل ۳ سال از زندگی‌ام را صرف تحقیقات در کسب و کارهای موفق سراسر جهان و تولید روانشناسی ثروت۳ نمودم تا به شما توانایی شناسایی فرصت‌هایی را آموزش دهم که هر کدام شان یک کسب و کار پر درآمد باشد. مهم نیست در ایران باشی، آمریکا، افغانستان یا هر جای دیگری از این دنیا!

از موفقیت‌هایی صحبت نمی‌کنم که قرار است در آینده کسب کنم، بلکه از نتایجی می گویم که  همین الان آن‌ها را دارم. با اینکه کسب و کارهای بسیار موفق در سراسر جهان را زیر ذره بین گذاشته‌ام، اما کمتر افرادی را یافته‌اند که هم کسب و کار موفقی داشته باشند و هم سایر جنبه‌های زندگی‌شان عالی باشد. افرادی را دیده‌ام که کسب و کارشان بسیار موفق بود اما هیچ زمان آزادی برای گذراندن با خانواده‌شان نداشتند. افرادی که لحظه‌ای نمی‌توانستند موبایلشان را از خود دور کنند و حیات کسب و کارشان منوط به حضور فیزیکی خودشان بوده است. افرادی که برای گرفتن نتیجه، مجبورند از خانواده‌شان دور باشند. بزرگ شدن فرزندشان را نبینند و حتی روابط خانوادگی‌شان با خطراتی همراه شود.

اما زندگی من نه تنها در کسب و کار، بلکه در تمامی جنبه‌هایش، اعم از روابط، سلامتی، آرامش و ارتباط با خدایم، زیبا و موفق است.

من تجربه ساختن میلیاردها تومان سرمایه از یک ایده ساده را دارم که با تجربه‌های بازار، آن را ایده‌ای شکست خورده نامیده بودند.

توانسته‌ام در کسب و کارم سیستمی هماهنگ را رهبری کنم که هر بخش از آن در جایی از دنیا مستقر، اما کاملاً با هم هماهنگ است. به این دلیل قادرم نحوه مدیریت کارکنان، ایجاد سیستم خودکار، نحوه استخدام نیروهای مناسب و … را به شما بیاموزم.

لیاقت دارم به شما بگویم، چگونه کسب و کار شخصی‌ات را راه بیندازی و به آزادی مالی برسی.

روانشناسی ثروت۳، فقط فرمول یک کسب و کار موفق را در اختیارت نمی‌گذارد بلکه شما را به سمت کسب و کاری هدایت می‌کند که در تمام جنبه‌های زندگی ات راضی کننده باشد.

تمرینات این دوره  به گونه‌ای طراحی شده تا کانون تمرکز شما را بر روی مسائل اساسی کسب و کار بگذارد. این تمرینات باوری به شما می‌دهد تا بتوانی همه مسائل حیاتی کسب و کارت را  با آن باورهای قدرتمند کننده، بررسی و اثر بخش ترین تصمیم ممکن برای کسب و کارت را اتخاذ نمایی.

این دوره در حکم یک بستر برای شروع کسب و کار است که باید جلسه به جلسه ساخته شود. اساسی‌ترین مسائل را در اولین جلسات می‌آموزی تا پایه های کسب و کارت روی آن بستر شکل بگیرد و سپس در هر جلسه این بستر رشد بیشتری یافته و کسب و کارت را به نتایجی می رساند که از تمام جهات موفق خواهد بود.

ماموریت این برنامه

    • چه فردی می‌تواند کسب و کاری فوق العاده بسازد؟
      نمی‌خواهم بگویم کارآفرین بودن برتر از کارمند بودن است. زیرا کارمندهای موفق زیادی هم هستند که برای شرکتهای مثل گوگل، اپل و … کار می‌کنند اما افرادی بسیار موفق‌اند.

      پس کارآفرین بودن یک ویژگی است و تنها زمانی می‌تواند به عاملی برای موفقیت تبدیل شود که فرد ابتدا به این باور و شناخت برسد که می خواهد و علاقه دارد و ساخته شده است که یک کارآفرین باشد. در یک کلام، فرد باید ابتدا  با کسب شناخت صحیحِ خود، خویشتن  را در جای مناسب قرار دهد.

      زیرا اگر شخصیت شما یک کارمند باشد، هرگز یک کارآفرین موفق نمی شوی زیرا اولویت های شما با اولویت های یک کارآفرین متفاوت است و اگر شخصیت شما یک کارآفرین باشد، هرگز نمی‌توانی یک کارمند موفق شوی چون نمی‌توانی در قالب یک کارمند دوام بیاوری زیرا ارزش‌های شما با ارزش‌های کارمند بودن همخوانی ندارد.

      این همان دلیلی است که موجب شده افراد زیادی هنوز کسب و کارشان را شروع نکرده، با اولین مانع، تسلیم و آن کسب و کار را جمع کنند. زیرا آنها هنوز نمی دانند که ویژگی شخصیتی آنها با کارآفرین بودن، همراستا نیست.

      یا افراد زیادی نیز هر چند وقت یک بار شغلشان را تغییر و دوباره برای شرکت دیگری کار می‌کنند. یعنی هنوز کار را شروع نکرده‌، فوراً اقدام به ترک آن می نمایند در حالیکه نمی‌دانند مشکل، آن شغل خاص یا کارفرما نیست بلکه مشکل این است که وجود آنها با کارمند بودن سازگار نیست و تنها راه برای آنها، راه اندازی کسب و کار خودشان است.

      اگر می‌خواهی بدانی باید یک کارآفرین موفق باشی یا کارمند موفق، به خودت نگاه کن:

      اگر نمی‌توانی برای دیگران کار کنی

      اگذ احساس می کنی به خاطر داشتن حقوق آخر ماه،  آزادی‌ات برای گذراندن یک روز تعطیل کنار خانواه یا سفر به مکان‌های دلخواه، از دست رفته است

      اگر نمی‌توانی به داشتن یک حقوق آخر ماه قانع باشی چون برایت واضح شده که توانایی ساختن ثروت‌های بیشتری با راه اندازی کسب و کار خودت داری و احساس می‌کنی با کارکردن برای دیگران، وقت ات را هدر می‌دهی

      اگر نمی‌توانی دستورات و ایده‌های کارفرمایت که حتی به آنها اعتقادی هم نداری را عملی کنی، در حالیکه ذهنت پر از ایده‌هایی است که وجودت را سرشار کرده و قلبت برای اجرایشان می‌تپد

      و در یک کلام، آزادی مالی و آزادی زمانی اولویتش برای شما بسیار بیشتر از امنیت حاصل از یک حقوق ثابت و مشخص در آخر هر ماه و بازنشستگی است، یعنی شخصیت شما، یک کارآفرین است ونه کارمند.

      و این دوره طراحی شده تا ابتدا با ایجاد باورهای قدرتمند کننده  و شیوه ساختن ثروت با کمک آن باورها، کسب و کار شما را از ابتدا در مسیری صحیح قرار دهد.

      تا شما را به سمت تصمیمات و فرصت های سود آوری هدایت کند که نه تنها مانع از تجربه ضرر و زیان های فراوان می شود بلکه موجی از رونق و برکت را وارد کسب و کارتان می کند.

      به شما نحوه فروش، بازاریابی، استخدام نیرو و … به روش قوانین کیهانی را می آموزد و بطور قطع، یک صاحب کسب و کار فوق العاده از شما می سازد.

      منظورم کسب و کاری با درآمد مناسب نیست که بهترین حالتش توانایی پرداخت هزینه های کسب و کار باشد، بلکه از کسب و کاری فوق العاده  صحبت می‌کنم که نتیجه‌اش به تمام معنا به شما رضایت از تمام جنبه‌های زندگی را هدیه می‌دهد به وسیله:
      استقلال مالی‌ و آزادی زمانی برای لذت بردن از ثروتی که ساخته‌ای. مثل مثل سفر به مکان‌های دلخواه ات، بودن در کنار خانواده و عزیزانی که دوستشان داری

      و مهم‌تر از همه زمان آزاد برای پرداختن به علائقی که همیشه آرزو داشتی زمان آزادی برای انجامشان گیر بیاوری!

      بوسیله توانایی مالی برای بخشیدن هدایای ارزشمند برای عزیزانت و انجام خیریه‌های دلخواه ات…

    • تفاوت شیوه آموزشی روانشناسی ثروت۳ با سایر آموزش ها درباره کسب و کار و تاثیر این تفاوت در نتیجه کسب و کار شما با سایر کسب و کارها

      تفاوت شیوه آموزشی‌ای که روانشناسی ثروت۳ بر آن استوار شده، با سایر شیوه‌های آموزشی مثل شیوه‌های فروش، بازاریابی، مدیریت، جذب مشتری، استخدام نیرو و… ، از پایه و اساس متفاوت است.

      این دوره به شما راهکار نمی‌دهد بلکه “طریقه ساختن راه کار از دل هر مسئله‌ای” را می‌آموزد و قبل از هر چیز کسب و کار شما را در مسیری قرار می‌دهد که مقصدش رونق در کسب و کار و تجربه استقلال مالی آنهم به بوسیله انجام شغل مورد علاقه‌تان است.

      وقتی جلسات این دوره را می‌گذرانی، عوامل کلیدی و باورهای اساسی‌  که موفقیت کسب و کارهای مختلف را آفریده، از مسائل غیر مهمی تشخیص می‌دهی که ممکن است به اشتباه، با خواندن زندگی نامه یک فرد موفق، دیدن مصاحبه از یک کسب و کار موفق و … برداشت نموده باشی.

      زیرا اگر بدون دانستن قوانین کیهانی، سعی در الگو برداری از دیگران نمایی، این خطر وجود دارد که اشتباهاً عواملی را موجب موفقیت در کسب و کار بدانی که نه تنها اصلاً سودی در کسب و کار نمی‌آفریند، بکله به کاربردنش موجب تجربه شکست و ضرر و زیان در کار می‌شود.

      بنابراین، این تجربه ناخوشایند، نه تنها عزت نفس فرد را ویران و باورهایش را محدود کننده می‌سازد، بلکه حتی ممکن است ضرر و زیان آنقدر زیاد باشد که فرد خود را ناتوان از جبران آن ببیند یا به خاطر هزینه و انرژی‌ای که صرف نموده اماموفق نشده، قید کسب و کار خود را با آنهمه آرزو بزند و سرخورده شود.

      در حالیکه آموزش‌های این دوره نه تنها حافظ کسب و کار شما در مقابل چنین ضرر و زیان‌هایی می‌باشد، بلکه در همان شروع کار، مستقیماً به مسیر اصلی هدایت می‌شوید و با اجرای آموزش‌های این دوره در کسب و کارتان، در همان سال اول به موفقیتی (از نظر رقم سود مالی) می‌رسید که کسب و کارهای مشابه شما حتی در طی ۱۰ یا ۲۰ سال هم نتوانسته‌اند به آن نتایج برسند. آنوقت نه تنها عزت نفستان افزایش می‌یابد، بلکه باورهای قدرتمند کننده تری نیز در شما ساخته می‌شود که ضامن موفقیت‌های بیشتری برای شما می‌گردد و به شما قدرت برداشتن قدم‌های بزرگتر و کسب نتایج مالی بزرگتر را می‌دهد.

      زیرا خیلی مهم است که صاحب کسب و کار، چه دیدگان و باوری داشته باشد،  جهان او را به مسیری از جنس ایمان و باورهایش هدایت می‌کند.
      مهم‌ترین دلیل تفاوت نتایج استاد عباس منش با همه افرادی است که در این حوزه فعالیت می‌کنند و تفاوت نتایج کسب و کار او با همه کسب و کارهای مشابه اش، چنین ایمانی است که او برای ساختنش سالها مطالعه و سعی و خطا داشته است

      و حالا در این دوره شما بدون سعی و خطا، قرار است چنین جنسی از ایمان، درباره مسائل کسب و کار در خود بسازی، که قطعاً نتایجی را در همان سال اول، وارد کسب و کارت می‌کند، که در کسب و کارهای دیگر خبری و اثری از آن‌ها نیست.

      این‌ها عواملی است که دوره ثروت ۳ را از هر آموزش و راهکاری درباره کسب و کار متفاوت ساخته است.

      این‌ها دلیل تفاوت نتایج کسب و کار فردی است که این آموزش‌ها را در کسب و کارش اجرا نموده با صاحب کسب و کاری که هیچ اطلاعی از این قوانین و آموزش‌ها ندارد.

  • این دوره برای چه کسب و کاری مناسب است؟

    مهم نیست که کسب و کار شما یک فروشگاه آنلاین باشد، یک مغازه سوپر مارکت، یک کارخانه تولید قطعات ساختمانی، یا کالاهای پزشکی!
    مهم نیست شما یک آموزگار باشید یا پزشکی که قصد دارد از اطلاعات پزشکی‌اش کسب و کاری موفق خلق کند یا مطب و کلینیک خودش را داشته باشد اما نمی‌داند باید از کجا و چگونه این توانایی را به یک کسب و کار تبدیل نماید

    یا حتی خانم خانه داری که تصمیم گرفته توانمندی‌اش در خیاطی، آشپزی، بچه داری و همسر داری و .. را تبدیل به کسب و کاری سودآور نماید که از آشپزخانه یا اتاق خانه‌ی خودش قابل اداره کردن است

    اتفاقاً یکی از مهم‌ترین مأموریت‌های این دوره، چگونگی استفاده از امکانات موجود و آنچه که همین حالا در اختیار داری،  برای شروع یک کسب و کار فوق العاده و سپس چگونگی رشد آن، بوسیله وارد کردن کسب و کار، حال هرچه که می‌خواهد باشد، به فضای آنلاین، بین المللی و فرامرزی است.

    اما نکته اینجاست که فردی می‌تواند فرصت‌های موجود در اطرافش را برای ساختن کسب و کارببیند، که باورهای قدرتمند کننده‌ای ساخته باشد.

    در این دوره شما بیشتر از آنکه تکنیک فروش و بازاریابی بیاموزی، یاد می‌گیری باورهایی را بسازی که موجب می‌شود به سمت بهترین راهکارها برای جذب و ایجاد بازارهایی جدید در کسب و کارت هدایت شوی.
    یاد می‌گیری وارد مداری شوی که بتوانی فرصت‌ها را در اطرافت ببینی، از آنها کسب و کاری جدید یا بازای پرسود برای کسب و کار موجود بسازی.

    یاد می‌گیری از اتاق خانه‌ات، مشتری‌ها و حتی نیروی‌های انسانی‌ات را مدیریت و پیشتیبانی نمایی.

    این دوره به شما راهکار ساختن را یاد می‌دهد. این دوره به شما یاد می‌دهد از هر مسئله‌ای که در کسب و کارت با آن مواجه می‌شوی، یک فرصت برای تولید بازاری برای خلق ثروت بسازی! این دوره می‌آموزد که چگونه کسب و کارت را به مسیری ببری که هزینه‌هایش هر روز کمتر و سود و درآمدش افزایش می‌یابد ودر یک کلام به شما یاد می‌دهد تا حد امکان، کار را برای خودت و کسب و کارت راحت‌تر، اما پرسودتر نمایی.

    جلسات دوره روانشناسی ثروت۳

    جلسه اول

    اگر می خواهی کسب و کاری موفق و سودآوری داشته باشی، باید این بینش را در خود ایجاد کنی که : قرار نیست هیچ مسئله‌ای در کسب و کار  نباشد. بلکه قرار است من توانایی خلق ثروت از آن مسائل را داشته باشم!

    قرار است با ایمان و باوری که با آموزش‌های این دوره می‌سازی، به نیروی الهامات درونی‌ات وصل  و از هر مسئله ای در کسب و کارت، بزرگتر باشی زیرا یک کسب و کار بی مسئله، کسب و کاری مرده است. اینگونه است که خداوند در قالب الهام یک ایده یا راهکار، در کسب و کارت ظاهر می شود تا بتوانی از دل چیزی که اکثر افراد آن را مصیبتت دانسته و فرار می‌کنند، ثروت خلق کنی.

    تمام کسب و کارهای با ارزش بیلیون‌ها دلار در همین ۱۰ سال اخیر، حاصل کشف بازارهای گسترده و پر رونقی بوده که پشتِ نقاب مسائل به ظاهر حل نشدنی و چیزهایی که دیگران مصیبت می‌دانستند، پنهان بوده.

    کسب و کارهایی که از دل تحریم، جنگ، شکست اقتصاد و … بنا شده‌اند، چون صاحبان شان خود را از آن مسائل بزرگ‌تر می‌دانند، توانایی حل مسئله به نفع خود را آموخته‌اند و “روانشناسی ثروت۳ با موضوع کسب و کار فوق العاده” قرار است ایجاد کسب و کاری سودآور، از هر مسئله‌ی کوچک و بزرگی را آموزش دهد.

    کسب و کار، یعنی حل مسئله!

    هرچه مسائل بزرگتری حل کنی، کسب و کار موفق‌تر و سودآورتری ساخته و ثروت بیشتری خلق می‌کنی، هرچه مسائل آدمهای بیشتری را حل کنی، ثروت بیشتری می‌سازی و می توانی از دل مشکلات، بازاری جدید برای خدمات و کسب و کارت خلق کنی.

    آموزش‌های روانشناسی ثروت ۳، مهارت حل مسئله را در شما می‌سازد تا فردی باشی که نه تنها نگران مسائل نیست، بلکه  آن را یک فرصت جدید برای رشد می‌داند. مانند فردی که در بخش طوفان خیز ساحل که همه از آن فراری‌اند، توربینی گذاشته و از آن برق تولید می‌کند.

    مثل فردی که در کویری که همه آن را زمینی بی ارزش می‌دانند، سلول‌های خورشیدی کاشته و برق تولید می‌کند. کسب و کار تو به چنین ذهنیتی نیاز دارد تا اگر روزی به شما خبر داده شده که:

    آقای رئیس، مغز متفکر شرکت دیگر سر کار نمی‌آید!

    آقای رئیس، تبلیغاتی که برایش آنهمه پول صرف شد، دیگر جواب نمی‌دهد.

    آقای رئیس، رقبا کالاهای بهتری وارد بازار کرده‌اند!

    آقای رئیس، فروش کاهش یافته، قمیت دلار دچار نوسان شده، دولت تغییر کرده و …

    قادری بدون نگرانی، از دل همه‌ی این ماجراها، بازاری جدید برای کسب و کارت بسازی زیرا این قانون را یاد گرفته‌ای که گسترش، فقط از درِ حل مسائل می‌گذرد. یاد گرفته‌ای که راه گسترش یک کسب و کار، حل مسائلی است که دیگران از آن گریزانند.

    جهان آماده است تا حامی چنین تفکری باشد و او را به سمت فرصت‌های بی نهایتش هدایت کند

    ساختن این ذهنیت، مهم‌ترین مأموریت روانشناسی ثروت ۳ است. این ذهنیت مهم ترین عامل مشترک همه کسب و کارهای موفقی بوده که مطالعه کرده‌ام. این ذهنیت در زندگی و کسب و کارِ من، بالاترین ارزش و اولویت را داراست و برای شما نیز باید اینگونه باشد.

    جلسه دوم و سوم

    بزرگترین مانعی که موجب شده افراد زیادی، توانایی و لیاقت های خود را نادیده و بی خیال کسب و کاری شوند که تمام وجودشان آن را می خواهد، این است که :

    عادت کرده اند همه چیز را با دید عقلانی خود و افرادی ببینند که بعنوان با تجربه، کارآمد و متخصص می شناسند! آنها مرتبا همه چیز را از عینک این عقلانیت نگریسته ومی گویند:

    عقل حکم می کند که قبل از تولید، به فکر مشتری یابی باشی!

    عقل حکم می کند قبلا از شروع کار، نیروهای کارآمدی داشته باشی، عقل حکم می کند، سرمایه اولیه داشته باشی و هزاران حکم عقلانی دیگر. بعد به شرایطی که فراموش کرده اند حاصل همان نگاه عقلانی است، نگاه کرده و می گویند:

    اما من حتی توانایی جور کردن یک دفتر کار را هم ندارم! و هزار امای دیگر…

    هیچگاه از خودت پرسیده ای که:

    این عقل از کجا آمده و چگونه به این نتایج رسیده؟!!

    عقلانیتی که اینهمه به آن اکتفا داریم، آیا چیزی نیست جز، نگاه محدود به جهان و تجاربی که ۹۹% شان هم حاصل باورهای محدود کننده است!

    چرا این عقلانیت را باور داری اما خدایی که هر لحظه در حل هدایت روند جهان است را باور نداری!

    همان خدایی که یک دانه را به سمت نور هدایت می کند، همان خدایی که می گوید من خیر و شرت را به تو الهام می کنم !

    می توانم هزاران مثال درباره این نوع هدایت در کسب و کار خودم و دیگرانی که باورهای مرا داشتند، بیاورم که چگونه به طرزی غیر عقلانی به راهکار، ایده و مسیری هدایت شدیم که بعدها از دل آن، موفقیت مالی ای زاده شد که اگر هزاران کارشناس فنی و تحلیلگر بازار و اقتصاد می خواستند آن را طراحی کنند، هرگز از عهده اش بر نمی آمدند.

    هزاران نامه از دوستانی دارم که اظهار می کنند به طرزی معجزه وار با من آشنا و محصولاتم را خریداری نموده اند!

    شاید شما هم یکی از آنها باشید. به نحوه آشنایی ات با من کمی فکر کن تا جریان این هدایت و فایده اش در کسب و کارت را بهتر درک کنی

    این نتایج، واقعیت زندگی من است زیرا ۹۹% تلاش من در مورد نحوه ساختن این ایمان و وصل شدن به جریان این هدایت بوده

    از هدایتی صحبت می کنم که بسیار با مشاوره دادن و راهنمایی کردن، از زمین تا آسمان است! تفاوتش مانند این است که به شما اطلاع دهند که در فلان جزیره، گنج با ارزشی در عمق یک متری خاک پنهان است. تا اینکه فردی نه تنها به شما نقشه همان گنج را بدهد، بلکه شما را مستقیما به آن نقطه ببرد، تجزیهات پیشرفته حفاری، همراه با فردی که حفار ماهری است را نیز در اختیارت بگذراد و حتی خریداری هم برای خریدن آن گنج، به شما معرفی کند

    ماموریت جلسه دوم و سوم، فعال کردن نیروی هدایتی است که به تو این فرصت را می دهد تا به جای تکیه برعقلانیت، نیروی هدایت درونی ات را باور و به آن متکی شوی تا در وجودت جریان یابد  و راهکارها را در زمان مناسب و در مکان مناسب به شما بگوید.

    آنوقت حتی اگر یک خانم خانه دار باشی، یا فردی که تحصیلات دانشگاهی ندارد یا فردی که دانشجو است، یا فردی که در روستایی دور افتاده است و قصد راه اندازی کسب و کاری آنلاین را دارد، در حالیکه از کد نویسی چیزی نمی داند و…

    این نیرو به تو کمک می کند تا کسب و کارت را راه بیندازی، مشتری ها را پیدا کنی، مجوز ها را بگیری، متخصصان لازم را پیدا کنی و…

    این جلسات، بسیار مهم تر از جلساتی است که درباره بازاریابی، نحوه مشتری سازی، نحوه بهینه سازی تولید، استخدام نیزو و حتی خلاقیت در کسب و کارتان صحبت می کنم.

    خیلی مهم است که تمرینات این جلسات را با تعهد، باور و ایمان کامل انجام دهی

    جلسه چهارم و پنجم

    موضوع جلسه چهارم و پنجم، ساختن باوری است که عنصری حیاتی برای شکل دادن پیکره ی کسب و کارت است.

    خیلی مهم است که  آموزش های این دو جلسه را مانند وحی منزل بپذیری و  متعهد به رفتار کردن بر طبق باوری باشی که به کمک آموزش های این دو جلسه، می سازی!

    زیرا این باور، ظرف کسب و کارت را می سازد و همه ی اتفاقاتی را شکل می دهد که در مسیر کسب و کارت تجربه می کنی:

    از مسیری که به سمت آن هدایت می شوی!

    ایده ها و شرایطی که با آن برخورد می کنی!

    واکنشی که در برابر مسائل به ظاهر نادلخواه در کسب و کارت داری،

    افرادی که در این مسیر به کمک ات می آیند، کارمندان، مشتری ها و بازارهایی که به کسب و کارت ات جذب می شود همه و همه کیفیت شان دقیقا به اندازه ی کیفیت ساخته شدن این باور و تعهد و وفاداری ات به اجرای این باور نه تنها در کسب و کارت، که در همه ی لحظه های زندگی ات است.

    این باور رهبر کسب و کارت می شود. پس هرچه قدرتمند کننده تر ساخته شود، رهبر لایق تری می آفریند.

    دوست دارم ساعت ها درباره جدی گرفتن پرداختن به این باور تاکید کنم زیرا هرچه بیشتر پیش می روم، هرچه روند کسب و کارهای موفق و واکنش صاحبان آن کسب و کارها به اتفاقات پیرامون شان را بررسی می کنم  که چگونه با روش های خلاقانه، حتی گاهی با یک ایده ساده، بازار را به تسخیر خود درآورده اند، یا با یک تغییر جزئی، یک کسب و کار مرده را به تمام معنا زنده کرده اند، باز هم می بینم، همه چیز به این باور ختم شده است.

    آبشخور آن نوع رفتار و واکنش متفاوت در برابر آن مسائل، تنها همین باور بوده و حتی مهم تر از آن، چگونگی مواجه شدن آنها با آن موقعیت ها، شرایط، ایده ها و راهکارها، همه و همه ساخته و پرداخته توسط این باور  است و قرار است این تجارب در کسب و کار تو نیز رخ دهد، وقتیکه جهادی اکبر برای ساختن این باور راه می اندازی!

    آنوقت این باور، مدیر واقعی همه جنبه های کسب و کارت می شود:

    اینکه در چه مسیری قرار بگیری، چه ایده ای را اجرا کنی، دست روی چه محصول یا خدمتی بگذاری، چه نحوه بازاریابی یا تبلیغاتی داشته باشی و … همه و همه، به دست این باور شکل داده می شود.

    تا این باور را نسازی، به مسیر آن ایده ها، راهکارها، شرایط، افراد، بازارها، مشتری ها، کارمندان و …  که موفقیت کسب و کارت را می سازند، راهی نداری!

    مأموریت این باور، هدایت کسب و کار تو در مدارِ  نتایجی است که حتی اگر همه تجربه متخصصان زبده و تحلیلگران طراز اول بازار را به خدمت می گرفتی، قادر به ایجاد این نتایج نبودند.

    کل داستان این است که چقدر می توانی موضوعات این دو جلسه را باور کنی و چقدر در عمل و رفتارت، این باور را به معرض اجرا در می آوری!

    دیگر مهم نیست چقدر تجربه داری، چقدر سرمایه اولیه داری، چقدر تخصص داری!

    نتیجه ای که در کسب و کارت خلق می شود، بستگی به پاسخی دارد که به این سوال می دهی:

    آیا توانسته ای همه آنچه آموختی را مانند وحی منزل بپذیری و در رفتارت هم این پذیرش را نشان دهی؟!!!

    این کل داستان کسب و کار است!

    جلسه ششم

    حتماً لحظه‌هایی در کسب و کار شخصی ات پیش آمده که اوضاع به گونه‌ای بوده که مرتباً از خودت پرسیده‌ای:

    چرا هر چه تلاش می‌کنم، نتیجه‌ای که می‌خواهم، پیدایش نمی‌شود؟

    چرا بعد از این همه تلاش، باز هم باید نگران هزینه‌ها، حقوق کارکنان، خرید موارد اولیه و … باشم؟

    چرا به جای سود، رقم هزینه‌هایم در حال افزایش است؟

    و یا اگر هنوز کسب و کارت را شروع نکرده‌ای، با اینکه دیگر برایت واضح شده که نمی‌توانی برای دیگران کار کنی، هر بار با ایده ای برای شروع مواجه می شوی، همان لحظه ذهنت هزاران دلیل منطقی می‌آورد که این یکی هم شدنی نیست:

    آنوقت اینطور همه چیز را توجیه می‌کنی که من می‌خواهم کسب و کارم را شروع کنم اما:

    حداقل باید پول اجاره یک دفتر را داشته باشم… اما الان دیگر سنی از من گذشته… اگر یک مرد بودم، شاید می‌توانستم اما یک زن به تنهایی نمی‌تواند…

    به عبارتی، همانقدر که دلایل ات برای داشتن یک کسب و کار واضح است، به همان اندازه هم دلیل داری که فعلاً نمی‌ شود.

    به همان اندازه که مشتاق اجرای ایده‌هایت در کسب و کار خودت هستی، به همان اندازه نیز ترس‌های بزرگی از موفق نشدن داری

    اصلاً متوجه نیستی که خواسته‌ات از یک کسب  کار فوق العاده را در مقابل باورهای محدود کننده‌ای قرار داده‌ای، که اجازه حرکت به سمت خواسته‌هایت را از تو گرفته.

    یک پایت روی گاز است و پای دیگرت روی ترمز!!!

    و به همین دلیل یک جا میخکوب شده‌ای و نمی‌دانی باید از کجا شروع کنی؟!!

    در یک کلام، باورهای محدود کننده‌ات، هیچ فضایی برای ورود برکت به کسب و کارت باز نگذاشته و تو را به موقعیت و شرایطی محدود کرده که فقط نتیجه آن باورهاست و نه یک حقیقت محض!

    به شرایط کنونی‌ات چسبیده‌ای و بر اساس آن شرایط، خواسته‌هایت را می‌سنجی و می‌بینی فرسنگ‌ها از آن دور هستی!

    حقیقت این است که جهان بر اساس بازخوردی که از فرکانس‌های آن لحظه‌مان می‌گیرد، ما را وارد شرایط جدیدی می‌کند

    اگر می‌بینی شرایط ات سال‌ها تغییر نکرده، برای این است که فرکانس‌هایت سالها تغییر نکرده

    قرار نیست همیشه اوضاع اینگونه باشد همانطور که برای کسب و کار من و هزاران کسب و کار موفق دیگر، اوضاع کاملاً تغییر کرد زمانی که فرکانس و باور صاحب آن کسب و کار تغییر کرد.

    اگر هنوز سوالت این است که از کجا شروع کنم؟ پاسخی بهتر از این نیست که از همین جا و با هر آنچه که الان داری شروع کن. زیرا قرار نیست اوضاع اینگونه بماند. زیرا در طی مسیر، پاسخ‌ها گفته می‌شود تا بتوانی از جایی که هستی، به جایی که می‌خواهی باشی، هدایت شوی!

    آرزویت از کسب و کار و نتیجه‌ای که می‌خواهی برایت داشته باشد را، به اندازه شرایط کنونی، محدود نکن و با ساختن باورهای قدرتمند کننده‌ای که در دوره روانشناسی ثروت۳، درباره کسب و کارت آموزش می‌بینی، دست جهان را برای هدایت به شرایط بهتر، باز بگذار.

    اول از همه بپذیر که همه آنچه در کسب و کارت می‌گذرد، توسط باورها و نگاه تو، بعنوان صاحب آن، به وجود آمده.

    ارزش خدماتی که با کسب و کار ارائه می‌دهی، کارایی محصولاتی که تولید می‌کنی، جنس مشتری‌هایی که داری، اعم از اینکه چقدر مشتری‌های راحتی‌اند یا چقدر پر درسر و سخت‌اند، همه و همه  توسط باورهایت تعیین شده.

    و مهم‌تر از همه، موجودیت این کسب، حاصل باورهای توست و نتیجه‌اش به اندازه‌ای رضایت بخش است که باورهایت قدرتمند کننده‌اند و به اندازه‌ای مأیوس کننده است که باورهایت محدود کننده‌اند!

    پس خیلی منطقی است که قبل از هر کاری، زمان زیادی را برای ساختن باورهای قدرتمند کننده‌ای هزینه نمایی، که پیکره‌ی کسب و کارت را شکل می‌دهد و تو را به سمت خواسته‌ات از آن کسب و کار و نتیجه‌ای رضایت بخش، هدایت می‌کنند.

    حتی اگر باورهایت قدرتمند کننده‌اند نیز می‌توانند قدرتمند کننده تر بشوند.

    این جلسه به مهمترین باورهای  تأثیر گزار در موفقیت کسب و کار می‌پردازم و مهم‌تر از آن، این جلسه می‌خواهد تو را عادت دهد که درباره همه چیز، حتی باورهایی که می‌سازی، به کمتر از بهترین، قانع نشوی!

    می‌توانی با تکرار این جلسات، هر بار باورهای قدرتمند کننده تری بسازی و از طریق آنها، به مسیر و شرایطی هدایت شوی که راحت‌تر و سریع‌تر، کسب و کارت را به موفقیت بیشتری می‌رساند.

    این مسیری است که ایمان دارم به شادی، سلامتی و ثروت ختم می‌شود، اگر این مسیر را به شیوه روانشناسی ثروت۳ طی کنی و تمام آگاهی‌هایش را بپذیری، چه آنهایی که با باورهای کنونی‌ات تطابق دارند و به راحتی می‌توانی آنها را بپذیری و چه آنهایی که به هر دلیلی پذیرششان، برایت سخت است!

    جلسه هفتم

    خیلی وقت‌ها که به نتایج کسب و کارت نگاه می‌کنی، می‌بینی با وجود اینکه همه راه‌های ممکن را امتحان کرده‌ای، از تبلیغات در رسانه‌های مختلف تا تولید محصولی با کیفیت بالا و قیمت حتی ارزان‌تر از بازار، اما با این حال، هنوز هم نتیجه‌ای که می‌خواهی، وارد کسب و کارت نشده.

    هنوزرقم هزینه‌های بیشتر از رقم سود است، هنوز فروش بسیار پایین است و هنوز هم نگران تأمین هزینه‌های آخر ماه و حقوق کارکنان هستی!

    بعد به کسب و کارهای موفقی نگاه می‌کنی که خیلی کمتر از شما تلاش فیزیکی داشته، تبلیغات کمتری داشته و حتی کالای مرغوب‌ترین نسبت به کالای شما ندارد، اما اجناس و خدمات  اش در بازار محبوب‌تر از کسب و کار شماست و مشتری‌ها برای آن کالا صف کشیده‌اند.

    بعد از خودت می‌پرسی، کجای کار من اشتباه است؟ً در حالیکه لازم است از خود بپرسی، کدام باور مانع نتیجه ای شده که من از کسب و کارم می خواهم؟

    موضوع این جلسه، یکی از مهم‌ترین باورهایی است که ذهن صاحب یک کسب و کار را برنامه ریزی می‌کند برای ورود به مسیر:

    بازارهای پر سود، مشتری‌های راحت و نتایجی راضی کننده در کسب و کار.

    این باور، “احساس لیاقت ثروتمند بودن” نام دارد و یکی از مهم‌ترین رکن‌های اساسی یک کسب و کار ثروت آفرین است. زیرا بدون داشتن این باور ایده‌ها، شرایط و راه کارهای ثروت ساز و رونق آفرین، هیچ راهی به کسب و کار شما نمی‌یابد. این باور، تعیین کننده میزان ارزش خدمات یا محصولاتی است که در بازار ارائه می‌دهی.

    این باور، رقم حساب بانکی‌ات را مشخص می‌کند

    این باور میزان فروش و سود کسب و کارت و نوع نگاه مشتری‌ها به آنچه عرضه می‌کنی را تعیین می‌کند.

    صاحب کسب و کاری که در درون “احساس لیاقت” ندارد، در مدار ایده‌ها، راهکارها، محصولات و خدماتی قرار می‌گیرد و نتایجی را در کسب و کارش تجربه می‌کند که به او احساس بی ارزشیِ بیشتری بدهد.

    زیرا محال است که شما بعنوان صاحب یک کسب و کار، در وجودت احساس لیاقت نداشته باشی اما، به مسیر کسب و کاری هدایت شوی که نتیجه‌اش به شما احساس با ارزش بودن بدهد.

    کسب و کار شما به اندازه‌ای که احساس لیاقت داشتن ثروت را داری، برایت ثروت می‌سازد.

    تمرینات این جلسه به شما کمک می‌کند تا با ساختن این باور، از درون، لیاقت ثروتمند بودن را احساس نمایی. آنوقت این احساس، بستر یک کسب و کار ثروت آفرین را در وجودت خلق می‌کند.

    بستری برای عادت کردن به ثروتمند بودن، داشتن حساب بانکی‌ای با رقم بالا.

    بستری برای تجربه‌ی داشتن مشتری‌های راحت و فروش بالا و عادت کردن به خواندن گزارش‌های مالی‌ای که رقم هزینه‌هایش مرتباً در حال کاهش و رقم سود مرتباً در حال افزایش است.

    اگر تصمیم گرفته‌ای که نتایج کسب و کارت متفاوت از سایر کسب  و کارها باشد، باید متفاوت از صاحبان آن کسب و کارها باور، رفتار و عمل نمایی.

    اگر می‌خواهی نتایج کسب و کارت متفاوت از گذشته باشد، باید اکنون متفاوت از گذشته‌ی خودت، باور، رفتار و عمل نمایی.

    اگر همین یک جلسه از این دوره را جدی بگیری و تمرینات همین یک جلسه را انجام دهی و همین یک باور را به همان شکلی بسازی که در این جلسه آموزش داده شده است، آنوقت نتایجی را در کسب و کارت تجربه می‌کنی که برایت راضی کننده باشد.

    منتظر خواندن نتایجی هستم که پس از ساختن این باور در کسب و کارت تجربه نمودی!

    جلسه هشتم

    زمان‌هایی در کسب و کارت پیش می‌آید که اوضاع به گونه‌ای که می‌خواهی پیش نمی‌رود. شما محصولی تولید کرده‌ای با این امید که از فروش بالایی برخوردار باشد، اما بازار از آن استقبالی نمی‌کند.

    شما تمام سرمایه‌ات را به پروژه‌ای تغذیه نموده‌ای که اصلاً نتیجه‌اش رضایت بخش نبوده و به جای سود، حتی ضرر و زیاد مالی نیز برایت به جای گذارده و … الان به جای سود و درآمد، خودت را در محاصره طلبکارها و قسط و بدهی می‌بینی و نمی‌دانی باید از کجا شروع کنی و چطور این روند را به سمت نتیجه‌ای تغییر دهی که می‌خواهی! به همین دلیل مستأصل شده و به خودت می گویی: می دانم که باید فقط به چیزی که می خواهم توجه کنم اما:

    چطور می‌توانم به مشتری‌های فروانی که می‌خواهم فکر کنم، وقتی که هیچ تجربه‌ای از آنها نداشته‌ام؟

    چطور می‌توانم به فروش بالایی که الان ندارم، توجه کنم؟

    چطور می‌توانم کسب و کار پرسودی را متصور شوم درحالیکه با تماس‌های مکرر طلبکارهای عصبانی احاطه شده‌ام و گزارش‌های مالی روبه رویم، تنها ضررو زیان را نشان داده است؟

    چطور می‌توانم به جای نگرانی درباره پرداخت هزینه حقوق کارکنان، عیدی، سنوات و صدها هزینه دیگر که هر روز در حال بیشتر شدن است، بر ایده‌هایی متمرکز شوم که موجب افزایش درآمدام می‌شود؟

    این‌ها موقعیت‌هایی است که هر کارآفرینی ممکن است با آن مواجه شود و آنچه موفقیت یک کسب و کار یا شکست آن را تعیین می‌کند، توانایی صاحب کسب و کار در کنترل کانون توجه اش بر مشکل یا  بر راه حل است.

    در این جلسه می‌خواهم به شما بگویم که چگونه می‌توانی خودت و کانون توجه ات را برای متمرکز شدن به نتیجه ای تربیت نمایی که در هر جنبه از کسب و کارت می‌خواهی. زیرا این تنها راه ورود نتایج دلخواه، به کسب و کار و زندگی ات است.

    آنوقت مانند آن تعداد ۱% موفق و ثروتمند می شوی که تنها به خاطر این توانایی، قادرند در هر برهه‌ای و از هر وضعیتی، ثروت بسازند، فارغ از اینکه چه حکومتی بر کنار می‌شود، چه حکومتی بر سر کار می‌آید یا  جریان غالب جامعه چه نگاه و تفکری  از اوضاع اقتصادی حاکم بر جامعه دارند!

    و اکنون در این جلسه یاد می‌گیری که چطور کانون توجه ات از روی ناخواسته برداری و بر روی نتیجه‌ای بگذار که می‌خواهی. فارغ اینکه الان در چه شرایطی هستی!

    زیرا این تنها راه ساختن یک کسب و کار فوق العاده است!

    زیرا هرگز نمی‌توان همزمان هم بر مشکل توجه داشت، هم راه حل را یافت!

    هرگز نمی‌توانی هم بر افزایش درآمد و سود متمرکز شوی و هم مواظب باشی که سرمایه‌ات را از دست ندهی!

    نمی‌توانی هم بر مشتری‌های زیاد تمرکز کنی و هم نگران  این موضوع باشی که می گویند: “پول دست مردم نیست… رکود است”

    نمی‌توانی هم بر ساختن ثروت بیشتر تمرکز کنی و هم مراقب پرداخت مالیات باشی!

    نمی‌توانی هم بر جذب کارمندان شایسته و لایق تمرکز کنی و هم مراقب باشی که افرادی با کمترین دستمزدها را استخدام نمایی!

    نمی‌توانی هم بر داشتن سود زیاد تمرکز کنی و هم مرتباً آمار ضرر و زیان را بررسی نمایی!

    شما در آنِ واحد، تنها قادری بر یکی از این دو متمرکز شوی. انتخاب کانون توجهات هر کدام شان باشد، ناآگاهانه از متضاد آن انتخاب، دورتر و دورتر شده و در موضوع مورد توجه ات، غرق‌تر می‌شوی. پس باید انتخاب کنی که می‌خواهی با چه نتایجی احاطه شوی؟!

    تمرینات این جلسه راه حالی دائمی و ماندگار برای تمام دوران زندگی‌ات به تو می‌دهد تا بتوانی آگاهانه کانون توجه ات را بر نتیجه‌ای بگذاری، که می‌خواهی!

    جذب مشتری‌هایی که می‌خواهی، جذب کارمندانی شایسته که بهره وری کسب و کارت را چندین برابر افزایش می‌دهد، ورود به دل بازارهایی که کسب و کارت را رشد می‌دهد و ورود به مدار خلاقیت‌ها و ایده‌هایی که حیات دوباره‌ای به کسب و کارت می‌بخشد.

    اگر تمرینات و آموزه‌های همین یک جلسه را جدی گرفته و هر شب انجام دهی، نتایجی وارد کسب و کارت می‌شود که الان تصورش هم برایت سخت است.

    منتظر خواندن نتایجی هستم که با انجام تمرینات و جدی گرفتن آموزش های این جلسه در کسب و کارت ایجاد شده!

    جلسه نهم

    آقای الف مرد کسب و کار است، کارش را دوست دارد و تقریبا تمام زندگی او وقف کسب و کارش شده است.

    صبح با صدای زنگ موبایلش از خواب بیدار می شود و شب هم در حالی به خواب می رود که تازه یک مکالمه کاری را تمام کرده است.

    گاهی صبحانه اش را هم در خودرو اش در مسیر رفتن به سرکار می خورد چون سرش خیلی شلوغ است. گاهی شب ها حتی فرصت نمی کند به خانه بیاید و در شرکت، کارگاه یا کارخانه می خوابد تا صبح بتواند زودتر سراغ کار برود. خلاصه همه زمانش را با کسب و کارش می گذارند. مکالمه های تلفنی اش همه درباره کار است.

    صحبتش با این و آن بر سر مسائل کاری است. حتی اگر فرصتی کوتاه برای مسافرت داشته باشد، در تمام اوقات سفر چنیدن موبایل دارد که مرتبا با آنها درباره مسائل کاری گفتگو می کند.

    او می داند که اگر می خواهد در کسب و کارش موفق شود، باید تمرکزش بر کسب و کارش باشد اما یک مشکل اساسی دارد.

    بعد از خود می پرسد:

    من که همه تمرکزم بر کسب و کار است. بیشترین اوقات روزم را در کارگاه می گذرانم. مرتبا فکر و ذکرم کسب و کار است. حتی موقع غذا خوردن هم به کار فکر می کنم. مرتبا در کنار کارکنان حاضرم و تمام انرژی ام را روی این کارگاه گذاشته ام،

    پس چرا با اینهمه تمرکز بر کسب  و کار، هنوز هم به زحمت می توانم از پسِ چک هایم بربیایم؟!

    چرا هنوز هم به زحمت می توانم حقوق کارکنان و هزینه های کسب و کار را بپردازم؟!

    کجای کارم اشتباه است؟؟!!

    و هرچه فکر می کند می بیند تمام تمرکز، توان و انرژی اش صرف کاری شده که با اینکه کار مورد علاقه اش است، نه تنها به او آزادی مالی نداده بلکه گاهی رقم هزینه ها و درآمد، یکی می شود یا در بهترین حالت می تواند به راحتی چک های این ماهش را پاس کند.

    احتمالا شما هم در کسب و کار خود به سوال آقای الف برخورد کرده ای!

    این جلسه که در ادامه جلسه هشتم با موضوع تمرکز بر کسب و کار است، می خواهم موضوع ساده اما بسیار مهمی را عنوان کنم که تنها راه حل برای آقای الف و کسب و کارهایی است که این نوع مسائل را دارند.

    یادت باشد وقتی غرق درچیزی می شوی، ناخودآگاه به شرایط، راهکارها و ایده هایی هم جنس با موضوع تمرکز ات هدایت شده و با اتفاقاتی هم جنس با آن موضوع احاطه می شوی.

    قانون فرکانس این کار را انجام می دهد! اما داستان کسب و کار فوق العاده که نتایج اش بسیار راضی کننده است، از اینجا شروع می شود که صاحب آن کسب و کار، چگونگی استفاده از قانون فرکانس را در نحوه تمرکز بر کسب و کارش یاد گرفته است و همواره با وسواس فراوانی خودش را با این قانون هماهنگ نموده است.

    آقای الف معتقد است که اگر می خواهی از کسب و کارت نتیجه بگیری، باید بر آن تمرکز کنی!

    حق با آقای الف است زیرا تمزکز، نیاز اساسی گسترش یک موضوع است. یعنی آن موضوع را در جهت مثبت یا در جهت منفی،  گسترش می دهد.

    یا سرت را شلوغ ترو دردسر هایت را بیشتر می کند یا سود، درآمد و رونق بیشتر را برایت به ارمغان می آورد!

    پس موضوع مهم تر از “تمرکز بر کسب وکار”، این است که آیا اول باورهای قدرتمند کننده ای ساخته ای تا بتوانی این تمرکز را به سمت گسترش بیشتر، سود بیشتر، آزادی مالیِ بیشتر در یک کلام، به سمت خواسته هایت هدایت کنی؟!

    دلیل تاکیدم بر جدی گرفتن جلسات اولیه این دوره و انجام تمریناتش، ساخته شدن آن باورها در ناخودآگاهت است.

    این تنها کاری است که آقای الف و همه صاحبان کسب و کار با مسائلی شبیه به مسائل آقای الف باید انجام دهند.

    باید اول آن باورها را بسازند و آن باورها به او خواهند گفت که تمرکزش را باید از چه موضوعی بردارد و بر چه موضوعی بگذارد.

    باورهای او تعیین می کند که انرژی فکری و جسمی اش را روی چه موضوع، ایده و راهکاری متمرکز کند که نتیجه اش آزادی مالی و روند صعودی درآمد، در تراز حساب های ماهانه شرکت اش است.

    جلسه دهم

    از همان ابتدای امر که وارد حوزه موفقیت شدم، به دنبال یک اصل می‌گشتم. بهتر است بگویم، این خواسته در وجودم، که همیشه به دنبال یک راه ساده، یک قانون بدون تغییر بودم تا پاسخ گوی همه مسائلم باشد و مثل یک شاه کلید همه‌ی درها را باز کند، مرا با قوانین کیهانی آشنا کرد.

    زیرا هیچگاه به دنبال چیزی مثل مُسکن نبودم که موقتاً شارژ شوم یا اوضاع قابل تحمل تر شود، بلکه به دنبال اصلی بودم که مرا به نتیجه واقعی و ملموس برساند. یعنی:

    عزت نفسی در من بسازد که نه تنها بتوانم خودم را لایق یک زندگی خوب، داشتن خواسته‌های والا و حمایت خداوند در مسیرم بدانم،  بلکه قدم‌هایم را نیز استوار کند و به من قدرت حرکت و ادامه این مسیر را بدهد.

    مرا به آزادی مالی، آزادی زمانی و احساس آرامشی حقیقی رسانده و کنترل تمام جنبه‌های زندگی‌ام را تماماً در دستم بگذارد.

    به همین دلیل همواره می‌کوشم تا آموزش‌هایم بر نتایج ملموس و واقعی ختم شود و می‌توانم بگویم آموزش‌های روانشناسی ثروت۳، حتی تا همین جای کار، مأموریت خود را به خوبی انجام داده.

    زیرا تعهد و وفاداری به باور کردن آنچه در این دوره گفته شده، به تغییر باورهایت می‌انجامد. باورهایی در تو می‌سازد که به تو احساس قدرت، احساس آزادی، احساس لیاقت تجربه بهترین زندگی و در نهایت آرامش را می‌دهد و در این احساس و با این باورها، می‌توانی قدم‌های مؤثر برای رشد کسب و کارت را برداری!

    به این اعتماد به نفس می‌رسی که بدون توجه به شرایط فعلی‌ات، با باورهای قدرتمند کننده‌ی جدیدت، شرایط دلخواه را می‌سازی.

    با ساختن احساس لیاقت در خود، در جایگاهی قرار می‌گیری که می‌توانی برای مسائل کسب و کارت، هدایت خداوند را درخواست کنی تا تو را در مسیر رسیدن به خواسته‌ات قرار دهد.

    می‌توانی از او درخواست کنی تا راه کارها را به تو الهام کند و از آنجا که خودت را آماده دریافت راه حل خداوند می دانی، وجودت پذیرای برکت خداوند در قالب نشانه‌ها، ایده‌ها و ورود به شرایط، اتفاقات و آشنایی با آدم‌هایی می‌شود که بعنوان دستان خداوند، برکت، فزونی و رونق را وارد کسب و کارت می‌کند.

    ایمان دارم با جدی گرفتن و تعهد به اجرای آموزش‌های این ۱۰ جلسه  و تکرار مکرر آنها، پایه و اساسی می‌سازی که کسب و کار تو را پذیرای فرصت‌های جدید، ایده‌های جدید، شرایط و موقعیت‌هایی می‌نماید که نتیجه‌اش به تمام معنا، تو را راضی و سرشار می‌کند از ثروت، سلامتی، آزادی زمانی برای استفاده از نتایج ات و البته آرامش و احساس نزدیکی به خداوند.

    مباحثی که در ۹ جلسه اول این دوره گفته شده، آنقدر برای رشد کسب و کار تو و نتیجه‌ای که می‌خواهی، حیاتی است که تصمیم گرفتم در این جلسه، مروری جامع به تمام آن مباحث داشته باشم.

    زیرا در هر لحظه در حال تغذیه باورهایت هستی. چه در جهت مثبت و چه در جهت منفی. چه با ورودی‌های قدرتمند کننده‌ای که حاصل کنترل کانون توجهات بر خواسته‌هایت است و قلبت را سرشار از آرامش می‌کند و چه با نجواهای شیطان که تو را نگران و آشفته می‌سازد.

    پس اگر موفقیت و آرامش دائمی می‌خواهی، باید دائماً روی خودت کار کنی

    هرگز زمانی نمی‌رسد که مباحث این دوره برایت تکراری و روتین شود. هرگز زمانی نمی‌رسد که به خودت بگویی من دیگر این مهارت را کسب کرده‌ام و دیگر ذهنم بصورت ناخودآگاه فقط بر خواسته‌هایم متمرکز شده است.

    زیرا شیطان در ذهن ات خانه دارد و هر لحظه منتظر روزنه‌ای است تا از راه جدیدی نگران ات کند، به روش جدیدی باور کمبود را در دوباره در ذهنت پدیدار سازد، احساس لیاقت را از تو بگیرد و با کاشتن ترس از دست دادن آنچه که ساخته‌ای، دوباره تو را به روش قبلی و باورهای محدود کننده قبلی در بیاورد.

    پس مثل ورزش که تا هرچه بیشتر تکرار می‌شود، عضلات را بیشتر شکل می‌دهد و به محض تکرار نشدن، عضله به همان شکل ضعیف اولیه‌اش بر می‌گردد و مثل اکسیژن و مثل غذا که تا زمانی که به بدنت می‌رسد، به تو امکان زنده ماندن می‌دهد، ذهن تو نیز نیاز به تغذیه دارد تا با افکار خداوند هماهنگ شود.باورها

    به همین دلیل است که تاکید می‌کنم اگر وارد این دوره شده‌ای، دنبال هیچ شیوه‌ی دیگری نباش و به جای آن، این شیوه را همیشه تکرار کن!

    زیرا تکرار این شیوه اصلی به تو می آموزد که مثل یک فرمول، مثل یک اکسیر معجزه آسا، نه تنها در کسب و کارت، بلکه در همه جنبه‌های زندگی‌ات، تو را به راحت‌ترین، سریع‌ترین و ساده‌ترین روشی وصل می‌کند که موجب رسیدن به خواسته‌ات می‌شود.

    این کل داستان موفقیت های من است!

    سید حسین عباس منش

    جلسه یازدهم

    مأموریت ۱۰ جلسه گذشته، ساختن یک پایه و اساس اصولی برای کسب و کارت است تا قادر به تبدیل شدن به کسب و کاری سود آور و نتیجه بخش شود که نتایج اش به تمام معنا راضی ات می کند!  به همین دلیل آنقدر با وسواس و ریزبینی، موضوعات این ۱۰ جلسه اولویت بندی و ارائه شد.

    اگر تمرینات و آموزه‌های این ۱۰ جلسه را با تعهد ،ایمان و وفاداری به آن آموزه‌ها، انجام داده باشی، حالا دیگر فضای ذهنیِ مساعد و مرغوبی حاصل شده که نهال کسب و کارت می‌تواند در آن رشد کند و ثمره ای عالی برایت به ارمغان بیاورد.

    چون باورهای قدرتمند کننده‌ای ساخته‌ای که هر اتفاقی هم بیفتد، آن باورها هادی، حمایت گر و راهنمای شما برای ماندن و ادامه دادن در مسیر صحیح هستند. پس نیازی به هیچ ترس، تردید و نگرانی نداری و وقت آن رسیده تا تمام آن باورها را به محک اجرا بگذاری!

    موضوع اصلی این جلسه، پاسخ نهاییِ من به این دو سؤال همیشگی شماست که به شکل‌های متعددی پرسیده‌اید:

    1. من دقیقاً باید وارد چه شغلی شوم؟!
    2. من می دانم که باید وارد شغل مورد علاقه‌ام شوم، اما هنوز نمی‌دانم شغل مورد علاقه‌ام چیست! چگونه می‌توانم شغل مورد علاقه‌ام را پیدا کنم؟

    این جلسه، کامل، مفصل و کاربردی این دو سؤال را پاسخ داده و به تو کمک می کند تا در همان محیط کاری ای باشی که لازمه موفقیت توست. یعنی در زمان مناسب، در مکان مناسب باشی!

    بنابراین، اگر هنوز وارد فضای کسب و کار نشده ای،  دیگر نمی‌توانی فقط در خانه بنشینی و به جلسات گوش بدهی، بلکه باید وارد فضای تجربی شوی و آنچه را که قبلاً آموخته‌ای و آنچه را که از این پس می‌آموزی، در فضای کسب و کار، اجرا کنی!

    این تنها راه تقویت باورهای قدرتمند کننده و تنها راه ساختن ثروت از آن باورهای قدرتمند کننده است. زیرا آن باورهای قدرتمند کننده که ساخته‌ای، مثل یک ماهیچه، برای قوی‌تر شدن، نیاز دارند تا به کار گرفته شوند.

    شما می‌توانی مدت کوتاهی خودت را از بدنه همه چیز جدا و روی باورهایت کار کنی، اما پس از این مدت کوتاه، باید حتماً قدمی برداری و آن آموخته‌ها را به محک اجرا بگذاری تا ببینی چند مرده حلاجی!

    اجازه بده خیالت را راحت کنم!

    نمی‌توانی فقط در خانه بمانی و با این توجیح که من در حال کارکردن روی باورهایم هستم، ثروت کسب کنی. زیرا این کار با قوانین جهان هماهنگی ندارد

    نمی‌توانی بگویی من می‌خواهم باوری بسازم که بدون اینکه قدمی بردارم و حرکتی انجام دهم و فقط با خوابیدن و استراحت در خانه، ثروت زیادی را در زندگی‌ام جاری سازم، زیرا این باور با قوانین جهان هماهنگی ندارد.

    زیرا ما نمی‌توانیم قوانین جهان هستی را نادیده بگیریم و باوری بر خلاف آنها درست کنیم. این باور مثل این است که بگویی من می‌خواهم باوری بسازم که جاذبه زمین در فضای کره زمین، تأثیری بر من ندارد!!! تو موفق نمی‌شوی زیرا این باور بر خلاف قوانین جهان هستی است!

    زیرا قانون جهان و قانون کسب ثروت و تعریف ثروت این است:

    ثروت یعنی ایجاد یک ارزش، حل یک مسئله و ارائه یک راه کار که برای کره زمین و ساکنانش دارای اهمیت باشد، مسائل شان را حل کند و زندگی را برای شان ساده تر، زیباتر، راحت تر نماید!

    تو به اندازه‌ای ثروت را وارد زندگی‌ات می‌کنی که ارزش ایجاد می‌کنی!  به همان اندازه‌ای ثروتمند می‌شوی که مسائل این جهان را حل می‌کنی!

    هرچه مسائل بزرگتری را حل کنی، ارزش بیشتری ایجاد نموده‌ای و هر چه مسائل افراد بیشتری را حل کنی، ثروت بیشتری را وارد زندگی‌ات نموده‌ای!

    ما در جهانی ارزش محور زندگی می‌کنیم. هیچ موجود فاقد ارزشی در این کره خاکی وجود ندارد و به محض اینکه موجودی فاقد ارزش شود، نسل اش به خطر افتاده و منقرض شده و موجودی دارای ارزش، جایگزین آن می‌شود.

    پس اگر هنوز وارد شغلی نشده‌ای، یا نمی‌دانی شغل مورد علاقه‌ات چیست، این جلسه راهکارهایی قطعی برایت دارد. این جلسه حجت را بر شما تمام می‌کند تا پس از آن، قطعاً خودت را در فضای تجربی کسب و کار ببینی!

    منتظر خواندن نتایج و تجارب شما از کسب و کاری که انجام می‌دهی و موفقیت‌هایی که برایت داشته و میزان ارزشی که در هر لحظه ایجاد می‌نمایی، هستم!

    سید حسین عباس منش

    جلسه دوازدهم

    سؤال دوستان زیادی این است که:

    خوب! من به علاقه‌ام پی بردم! فهمیدم چه کاری می‌خواهم انجام دهم، اما مشکل اساسی‌ام این است که هیچ سرمایه‌ای ندارم.

    وقتی حتی پول اجاره یک دفتر کار، یا راه اندازی یک سایت، یا استخدام حداقل نیرو را ندارم، چطور می‌توانم این کار را شروع کنم؟

    اگر کارم را شروع کردم و نتوانستم آن مجوز خاص را بگیرم، چه؟!

    اگر با آن مشکل بزرگ مواجه شدم، چه؟

    اگر موفق نشدم و مورد تمسخر واقع شدم ،چه؟!

    و هزاران اگر و امای دیگر که ذهنت مدام می‌خواهد به تو ثابت کند که عاقلانه ترین کار این است که بی خیال اجرای این ایده شده،  همه چیز را رها و به دنبال یک کار مطمئن‌تر باشی!

    این معمول ترین، بدیهی ترین و پیش پا اقتاده ترین کاری است که هر فردی با هر مقدار توانایی و هر مقدار باور محدود کننده، قادر به انجامش هست. پس زیاد هم عاقلانه به نظر نمی رسد!

    اما کارآفرین بودن، ایمان می‌خواهد. ایمان به نتایجی که دیگران الان نمی‌توانند آنرا ببیند!

    ایمان به ایده‌ای که از نظر بقیه مزخرف و مسخره‌ترین ایده ای است که به عمرشان شنیده اند!

    ایمان به توانایی خودت!

    قرار نیست که از همان اول یک کسب و کار بزرگ و گسترده را شروع کنی اما قرار است که از همان اول بزرگ فکر کنی، بزرگ نگاه کنی و بزرگ باور کنی!

    قرار است ایمان داشته باشی که توانایی انجام کارهای بزرگ را داری!!!

    تنها نگاه تو، ایمان تو و یقینی که به ایده‌ات داری، نتیجه را تعیین می‌کند، راهکارها را می‌آفریند و از آنچه دیگران مشکل می‌پندارند، فرصت‌هایی برای ساختن ثروت پدید می‌آورد!

    پس اولین قدم‌ها را بردار زیرا کارآفرین بودن، جسارت می‌خواهد. اگر تصمیم گرفته‌ای که یک کارآفرین باشی، امنیت و اطمینان شغلی، هیچ جایگاهی در نظر تو ندارد، بلکه آزادی اجرای ایده‌هایی که وجودت فریادشان می زند، مهم‌تر از همه چیز، حتی ترس‌هایی است که نزدیک است تو را از انجام آن کار منصرف کند.

    این جلسه با بررسی نمونه عینی یک کسب و کار بسیار موفق که از سال ۲۰۰۸ با ایده ای بسیار مزخزف و شکست خورده از نظر دیگران، بدون سرمایه اولیه، تنها با ایمان شکست ناپذیر صاحب آن کسب و کار شروع شده و در طی کمتر از ۱۰ سال توانسته به ارزشی بیش از ۳۰ بیلیون دلار دست یابد!

    ایده‌ای که الان نقاط بسیاری از جهان را پوشش داده و مشکلات انسانهای بی شماری را حل و ثروت بسیاری را در جهان جاری ساخته.

    کسب و کارهای موفق بسیاری، در کنار این کسب و کار  رشد کرده اند و میلیونها فرصت شغلی ایجاد شده است!

    تنها به این دلیل که در شروع کار، صاحب این کسب و کار خودش را آماده‌ی انجام کارهای بزرگ نموده و ایمان داشته که چنین توانایی را دارد!

    در این جلسه با بررسی این کسب و کار موفق، اصولی را توضیح می‌دهم که هماهنگ و منطبق بر قوانین کیهانی است و نه تنها دلیل اصلی موفقیت این کسب و کار است، بلکه می‌تواند هر کسب و کاری را رونق ببخشد. زیرا این اصول بدون تغییرند.

    این جلسه به تو راهکار ساختن را یاد می‌دهد. راهکاری برای شروع کار بدون سرمایه اولیه!

    راهکاری برای رشد کسب و کار، بوسیله حل مسئله‌ای که در نظرت یک مانع بزرگ محسوب شده، درحالیکه یک فرصت است برای ورود به مسیری پر از ثروت، رونق و برکت!

    جلسه سیزدهم

    چند سال پیش مشغول تحقیقاتی پیرامون افراد موفق در حوزه املاک بودم. آن روزها از نظر اکثریت مردم، بازار مسکن دچار رکودی غیر منتظره بود، با یکی از صاحبان بنگاه معاملاتی املاک آشنا شدم که اتفاقاً در کارش بسیار موفق بود و ازنظر او اصلاً چیزی بعنوان رکود وجود نداشت زیرا به گفته خودش، بازار کارش بسیار پر رونق بود.

    وقتی بیشتر با او حرف زدم، متوجه موضوع مهمی شدم.

    این فرد آنچنان با ایمان درباره کارش حرف می زند و از نقش و تاثیری که این فرد با حرفه‌اش در زندگی مردم گذاشته است صحبت می‌کرد، که اگر نام حرفه‌اش را نمی‌گفت، فکر می‌کردی پیامبر است.

    این فرد یک فروشنده واقعی بود زیرا به حرفه‌اش ایمان داشت. به ارزشی که حرفه او در زندگی مردم ایفا می‌کرد، ایمان داشت و این مهم‌ترین عامل موفقیت این فرد دربازاری بود که از نظر همه، گرفتار رکود شده بود.

    اگر به دنبال ورود رونق و برکت به کسب و کارت هستی، اجازه بده خیالت را راحت کنم که مسیر رسیدن به این خواسته، از میزان توانایی‌ای می‌گذرد که برای فروش توانایی‌ها، خدمات یا محصولاتی که تولید می‌کند، داری!

    به آنچه که در کسب و کارت بعنوان حل مسئله، خدمت یا محصول ارائه نموده‌ای، نگاه کن و ببین چقدر ارزشمند است!

    چقدر به گسترش جهان کمک نموده؟

    چه مسائلی را حل می‌کند؟

    چقدر به آن اعتقاد داری؟

    آیا می‌توانی ببینی بدون وجود این محصول، خدمت یا توانایی، یک جای کار دنیا لنگ می‌ماند؟

    اگر به این نتیجه رسیده‌ای، یعنی محصول ارزشمندی است. پس یاد بگیر که همواره در حال فروش آن باشی.

    از هر فرصتی برای ارائه محصول یا خدمت ات استفاده کن و این کار را با افتخار انجام بده . زیرا هر فروشِ دیگر، یعنی حل یک مسئله‌ی دیگر.

    زیرا هرچه محصول بیشتری بفروشی، یعنی ارزش بیشتری فروخته‌ای.

    یعنی مسائل بیشتری حل نموده‌ای و یعنی جهان را جای بهتری برای زندگی ساخته‌ای!

    موضوع این جلسهرا ، آموزش مهم‌ترین مهارت در کسب وکار یعنی “توانایی فروشندگی” انتخاب کردم و در این جلسه می‌خواهم درباره‌ی “آموزش مهارت فروشندگی بر مبنای قوانین کیهانی” صحبت کنم.

    می‌خواهم درباره عواملی بسیار اساسی‌تر و متفاوت‌تر از آنچه صحبت کنم که در کتابهای زیادی بعنوان مهارت فروش مطالعه نموده‌اید.

    زیرا تنها زمانی یک فروشنده موفق می‌شوید که باورهای قدرتمند کننده‌ای درباره فروش بسازی که هماهنگ با قوانین کیهانی باشد.

    آموزش‌های این جلسه و انجام تمریناتش، مهم‌ترین باورهایی را در تو می‌سازد که برای مبدل شدن به یک فروشنده حرفه‌ای، به آن نیاز داری!

    جلسه چهاردهم

    موضوع جلسه: ورود کسب و کار به دنیای بازاریابی اینترنتی به روش قوانین کیهانی:

    جهان ما هر روز به سمت ساده‌تر شدن و راحت‌تر ساختن ثروت، پیش می‌رود. پیش‌ترها، اگر فروش خوبی می‌خواستی، باید حتماً مغازه‌ای در بهترین نقطه شهر می‌گرفتی تا در معرض دید باشی. یعنی به همان میزان که فروشات افزایش می‌یافت، هزینه‌ها

    حالا همه چیز تغییر کرده و جهان در جهتی حرکت می‌کند که هر روز فضا را برای ثروتمند شدن راحت‌تر، ساده‌تر و فرصت‌ها را بیشتر می‌کند.

    فروشگاهی مثل دیجی کالا، آمازون یا ایی بی، در بهترین نقطه کدام شهر قرار دارد؟

    چه افرادی می‌توانند آن را ببینند و از آن خرید نمایند؟ آیا در ساعات خاصی از روز می‌توان از آن خرید کرد؟

    دیگر لازم نیست در بهترین نقطه شهر، مغازه‌ای بزرگ داشته باشی. بلکه همه افراد از سرتاسر جهان می‌توانند در کسری از ثانیه، به فروشگاه ات دسترسی داشته و از آن خرید نمایند. بدون هیچ محدودیتی در ساعات کاری، تعدد خرید، مکان مغازه و …

    حتی در فروشگاه‌هایی مانند ایی بی،  کالا در چین تولید می‌شود اما خریداران این اجناس از هر جای دنیا می‌توانند باشند، از قلب نیویورک یا در خانه‌اش در روستایی کیلومترها دور از یک شهر بزرگ!

    یعنی همه افرادی که اینترنت دسترسی دارند، مشتری‌های بالقوه تو هستند که می‌توانند با چند کلیک ساده و در کسری از ثانیه از آنسوی جهان، کالا یا خدماتی را بشناسند که کسب و کار تو عرضه می‌کند. اما آنچه که موجب آشنا شدن این مشتری ها با کسب و کار شما می شود، اول از همه باورهای توست!

    نمی‌دانم کسب و کار شما چیست اما می دانم که لازم است تمام یا بخش مهمی از آن، وارد اینترنت شود.

    کسب و کار شما یا به شکل تولید یک محصول یا ارائه یک خدمت، است. یعنی یا حلال یک مسئله است یا راهی پیشگیرانه از بروز یک مسئله!

    هرچه مشکل افراد بیشتری را حل کنی، یعنی به گسترش بیشتر کمک کرده‌ای و پاداش گسترشِ بیشتر، همیشه ثروت، رونق و برکتی است که جهان وارد کسب و کارت می‌کند.

    اینترنت یکی از برکاتی است که جهان امروز در اختیارت گذاشته تا  این مغازه ۲۴ ساعته جهانی، با اینهمه فرصت و مشتری را  داشته باشی، آنهم با هزینه‌ای بسیار اندک و حتی رایگان!

    می‌توانی از گاراژ خانه‌ات، آشپزخانه یا اتاق شخصی‌ات، کسب و کار خود را به همه جهان معرفی کنی. پس لازم است بعنوان صاحب یک کسب و کار، با اینترنت آشنا شوی، امکاناتش را بشناسی، کارکردن با آن را بیاموزی و با تغییرات همراه شوی. یادت باشد نمی‌توانی یک نفر را برای انجام این کار بگماری و مجبوری آستین همت را بالا زده، ترس، تنبلی و هر عاملی که مانع از انجام این کار می‌شود را کنار گذاشته و قواعد این بازی را یاد بگیری و با تغییرات جهان که هر روز به سمت کمتر شدن هزینه‌ها و بیشتر شدن درآمد می‌شود، همراه شوی

    اما لازمه این کار، اول از همه باور کردن این جهان مملو از فراوانی و ثروت است. همان باوری که در جلسات اولیه دوره، آنقدر به ساختنش تاکید داشتم، اینجا خودش را نشان می‌دهد. این باور کمک می‌کند تا در زمان مناسب، تصمیمات شجاعانه‌ای برای کسب و کارت داشته باشی تا کسب و کارت را در مسیر و مدار مناسب قرار دهی.

    اینکه چقدر می‌توانی از منابع جهان مثل فضای اینترنت و …، که هر روز در حال گسترش است،  بهره ببری و رشد کنی، به باورهایت بستگی دارد.  هرچه باورهایت قدرتمند کنند ه تر بشود، سرعت رشد کسب و کارت بیشتر می‌شود. این یک معجزه نیست بلکه قانون ریاضی است. قدرت تصاعد است.

    دو به توان دو، می‌شود چهار، “اما دو به توان ۱۶”، هشت برابر “دو به توان دو” نیست بلکه شانزده هزار و سیصد و هشتاد و چهار برابر آن است.

    این یک قانون است که در مورد باورها هم اتفاق می افتد . یعنی وقتی یک باور قدرتمند کننده ساخته می‌شود، کلاً مسیر همه چیز را تغییر می‌دهد به گونه‌ای که، نتیجه دیگر هیچ ربطی به نتایج دیگران و حتی نتایج قبلی‌ات، نمی‌تواند داشته باشد.

    پس قبل از اجرای آموزش‌های این جلسه در کسب و کارت، حتماً با کمک آموزش‌های جلسات قبل، باورهای قدرتمند کننده لازم را بساز و سپس اقدام به ورود کسب و کارت به دنیای اینترنت نما.

    زیرا خیلی مهم است که با چه باوری وارد این فضا می‌شوی. زیرا میلیون‌ها شرکت کسب و کارشان را وارد فضای اینترنت نموه اند، اما تعداد اندکی به موفقیت رسیده‌اند.

    جلسه پانزدهم

    آن روزها که رویای ساختن کسب و کاری فوق العاده را داشتم، عاملی که روند درک قوانین و یافتن باورهای قدرتمند کننده در این باره و نحوه ایجاد این باورها را در من تسریع بخشید، الگوبرداری از افرادی بود که آن موفقیت‌ها را داشتند.

    من به شدت آنها را زیر ذره بین قوانین کیهانی می‌گذاشتم تا بتوانم باورهایی را بیابم که موجب موفقیت آنها و خلق آن نتایج شده است. در جریان این روند، توانستم باورهای قدرتمند کننده‌ای را شناسایی و در خود بسازم که به تمام معنا لذت تجربه استقلال مالی از انجام کار مورد علاقه‌ام را به من بخشید.

    زیرا عشق به تنهایی قادر به ایجاد یک کسب و کار موفق نیست، اما وقتی همین عشق با باورهای قدرتمند کننده مسلح  می‌شود، آنوقت نتایج مالی هم از راه می‌رسد. سپس باورهایت قدرتمند کننده تر، ایمان، اعتماد به نفس و انگیزه‌ات برای برداشتن قدمی بزرگتر و ایجاد نتیجه‌ای عظیم‌تر، افزایش می‌یابد و این ماجرا به همین شکل به پیشروی خود، ادامه می‌دهد.

    به همین دلیل یکی از مهم‌ترین بخش‌های دوره روانشناسی ثروت۳ را بررسی و تجزیه و تحلیل نمونه‌های عینی کسب و کارهای موفق برگزیده‌ام تا ببینی چگونه باید آنچه که تا کنون از قوانین و باورها آموخته‌ای را، در کسب و کارت اجرا نمایی.

    در این جلسه، به بررسی نتایج یکی از افراد موفق عصر حاضر به نام “ایلان ماسک” و باورهای قدرتمند کننده‌ای که دلیل اصلی این نتایج بوده، می‌پردازم. فردی که عاشق پیدا کردن راه حل‌های جامع برای مشکلات اساسی بشریت است. فردی که خودش را عادت داده تا نامحدود فکر کند و مسائلی را برای بشریت حل کند که از نظر دیگران، غیر قابل حل است.

    فردی که نه تنها از تمام پتانسیل‌های وجودش برای گسترش جهان استفاده می‌کند، بلکه درباره تیم اش نیز به کمتر از بهترین قانع نیست و سایر افراد موفقی که با او کار می‌کنند را مجبور می‌کند تا سرحد توانایی هاشان را بروز دهند. به همین دلیل است که ایلان ماسک و تیم اش توانسته‌اند کارهایی را انجام دهند که حتی برای افراد جسور، زیاده خواه و بلند همت نیز غیر ممکن می‌نماید.

    خیلی مهم است که این جلسه را آنقدر گوش دهی که جزئی از کسب و کارت بشود، زیرا در این جلسه، اساسی‌ترین عوامل موفقیت یک کسب و کار را درک نموده و می‌فهمی صاحبان کسب و کارهای موفق، چه ایمان و توکلی دارند؟! چطور فکر می‌کنند؟! چطور عمل و رفتار می‌کنند؟!

    واکنش شان در لحظه‌های به ظاهر سخت، چیست؟! و چه باورهایی آنها را در این لحظات به سمت موفقیت دلخواهشان سوق می دهد؟! چه جاهایی انعطاف پذیرند و کجاها هرگز از مواضعشان کوتاه نمی‌آیند؟!

    چه تفاوتی میان این کسب و کارهای موفق، با افرادی وجود دارد که با اینکه تمام عمرشان را با اشتیاق و شور، صرف کسب و کارشان نموده‌اند، اما هنوز به نتیجه‌ای که ظاهراً حقشان بوده، نرسیده‌اند؟!!!

    این‌ها مسائل مهمی است که جدی گرفتنش می‌تواند نتایج یک کسب و کار را از اساس تغییر دهد. اینجا همان نقطه‌ای است که موفق‌ها از ناموفق‌ها جدا می‌شوند.

    یک  نفر “شرکتی مانند تسلا” را می‌سازد که استانداردهای موجود برای یک خودرو را کم ارزش و لایق انسان نمی داند و خودرویی می‌سازد که به خاطر وجود استانداردهای بسیار بالا، تمامی استاندارهای موجود را زیر سؤال می‌برد. خودرویی که هم سوخت را رایگان می‌کند. هم زیبایی دارد، هم ایمنی، هم بالاترین تکنولوژی و هم بالاترین شتاب!

    حال آنکه این کسب و کار، تنها یکی از ده ها کارهای غیر ممکنی است که این انسان در طول زندگی اش انجام داده است.

    و یک نفر هم صاحب شرکتی می‌شود که مقصر اصلی عدم موفقیت‌هایش را “هزینه تراشی‌های اداره استاندارد” می‌داند و مدام در این فکر است که “چطور راهی برای اجرا نکردن حداقل استانداردها پیدا کند”.

    جلسه شانزدهم

    موضوع این جلسه، مدیریت منابع انسانی در کسب و کار و استخدام افراد شایسته، به روش قوانین کیهانی است.

    قرار است در این جلسه، با بررسی و تجزیه و تحلیل رفتار، عملکرد و نوع نگرش مدیران موفق، نه تنها قدرتمند کننده ترین باورهایی را بشناسید که دلیل اصلی توانایی این افراد در جذب نیروهای انسانی توانا و خارق العاده است، بلکه نحوه ایجاد آن باورها را بیاموزید.

    لازمه موفقیت شما در کسب و کارتان، ساختن یک تیم حرفه‌ای برای انجام کارهای بزرگ و رسیدن به نتایج بزرگ است.

    زیرا آنچه شما بعنوان نتیجه‌ی نهایی و موفقیت در کسب و کار، از شرکت‌هایی مثل اپل، تسلا موتورز، گوگل، ماکروسافت و … می‌بینی، حاصل فکر و تلاش یک فرد نیست بلکه حاصل توانایی آن فرد در جذب و رهبری تیمی از آدمهای بزرگ با رویاهایی بزرگ است که عاشقانه آمده‌اند تا کارهایی را انجام دهند و مسائلی را حل کنند که از نظر هزاران شرکت و هزاران کسب و کار مشابه، غیر ممکن به نظر می‌رسد.

    اما با اینکه این رهبرها، بهترین‌ها را در تیمشان جمع کرده‌اند و درباره منابع انسانی، هرگز به کمتر از بهترین رضایت نداده‌اند، عملکردشان به گونه‌ای بوده که آن افراد نخبه تنها در صورتی می‌توانستند به همکاری با تیم ادامه دهند که فقط بیش از بهترین عملکرد و توانایی‌شان را ارائه دهند.

    رهبرهای بزرگ، در بروز توانایی‌های افراد تیم، استادانی بزرگ‌اند. آن‌ها از بهترین افراد، فردِ بسیار بهترِ دیگری می‌سازند که هزارها برابر بیشر از آنچه خودش تصورش را داشته، از خودش در حل مسائل و پیشبرد اهداف کسب و کار، توانایی نشان می‌دهد.

    اگر به دنبال تجربه استقلال مالی هستی، باید به دنبال ایجاد ارزش باشی و اگر قرار است با کسب وکارت ارزش ایجاد کنی، راهی جز بهترین بودن در حوزه کاری خودت را نداری! تصمیم بگیر و ارزش‌های بزرگی ایجاد نما زیرا ثروت جایی می‌رود که ارزش بیشتری در آنجا حضور دارد.

    راهش این است که از همان اول بزرگ فکر کنی و اهداف بزرگی در سرت بپرورانی، اما با قدم‌های کوچک کار را شروع کنی. این موضوع با خیال پردازی یا عزت نفس کاذب، بسیار بسیار متفاوت است.

    یادت باشد که بهترین راه به واقعیت درآوردن چنین کسب و کاری، ساختن تیمی از افراد توانا، عاشق و شیدا درحل مسائل و اجرای ایده‌ها و راهکارهای خلاقانه است. حتی اگر کسب و کار شما یک نیروی انسانی لازم دارد، بهترین را انتخاب کن!

    اما به عنوان صاحب کسب و کار،  زمانی قادر به جذب چنین تیمی از چنین افرادی هستی، که اول از همه خودت بهترین باشی، استانداردهایت بالا باشد، جسور و قاطع در برداشتن قدمها باشی و منعطف و متوکل در مسیر رسیدن به اهداف!

    یک آدم قوی، قادر به جمع آوری تیمی قوی است.

    آدمی که خودش همواره به دنبال ارائه بهترین عملکرد خودش است، می‌تواند از دیگران هم انتظار بهترین عملکرد را داشته باشد.

    آدمی که خودش عزت نفس دارد می‌تواند انتظارِ داشتن تیمی از افراد با عزت نفس را داشته باشد. افرادی که همیشه خودشان را در انجام کارهای جدید، ایده‌های بدیع و نو آوری ها، توانا می‌دانند می‌توانند تیمی از چنین افرادی را جذب نمایند

    آدم‌هایی که نمی‌توانند به کمتر از بهترین رضایت دهند، قادر به انجام کارهای بزرگ‌اند و همه اینها زمانی اتفاق می افتد که صاحب کسب و کار، باورهای قدرتمند کننده ای را ساخته باشد تا بتواند قادر به اجرای چنین رفتار و عملکردی باشد.

    پس یک تیم از چنین آدمهایی جمع کن و کسب و کارت را با آنها پیش ببر!

    جلسه هفدهم

    خیلی از ما هدف‌های بزرگی در سر و اشتیاقی سوزان برای رسیدن به آنها داریم اما به دلیل اینکه هیچ ایده‌ای برای انجامش نداریم، شروع به مقایسه جایی که هستیم و امکاناتی که اکنون داریم، با جایی که می‌خواهیم باشیم و نتایجی که می‌خواهیم بیافرینیم، نموده، آنگاه آن هدف را مثل آرزویی دور را دسترس می‌بینیم، نا امید می‌شویم و شاید برای همیشه همه چیز را فراموش کنیم.

    اما تجربه نشان داده که هیچ هدفی آنقدرها دور از دسترس نیست که نشود آن را محقق نمود، اگر قوانین چگونگی به تحقق درآوردن یک هدف بزرگ را بدانی و قدم به قدم، آن قوانین را اجرا نمایی.

    زیرا همین ۱۰۰ سال پیش برایمان غیر قابل باور بود که بتوانیم یک موبایل در جیب مان داشته باشیم که بدون هیچ سیمی داشته باشد، بدون اینکه به هیچ کابل تلفنی وصل باشد، می شود با آن در هر جایی از شهر، کوچه و خیابان، صحبت کرد.

    زیرا همین ۵۰ سال پیش برایمان غیر قابل باور بود  که این موبایل که در جیب مان است، دوربین عکاسی مان نیز هست

    زیرا همین ۲۰ سال پیش کلا برایمان غیر قابل باور بود که با این موبایل که در جیب مان است، نه تنها می توانیم به رایگان با عزیزانمان در هر جای دنیا  صحبت کنیم، بلکه تصویرشان را هم ببینیم.

    آن روزها همه اینها برایمان خیالاتی واهی می نمود. پس الان هم می شود گفت: هدف هایی که الان برایمان خیالاتی واهی می نماید، قادر است محقق شود، فقط نیاز به باورهای قدرتمند کننده تر، ایمان و جسارت بیشتر دارد تا اولین قدم ها برداشته شود.

    آدم‌های بزرگ، نگاه دیگری به هدف‌های به ظاهر غیر ممکن و خیال پردازانه دارند.

    تفاوت بسیار بزرگی در نگاهشان، باورهایشان، توکل و ایمانشان و کنترل احساسشان برای اخذ تصمیمات سریع و صحیح در زمان مناسب، نسبت به سایر افراد بوده است.

    وقتی به نتایج این افراد و مسیری که طی نموده‌اند و اتفاقاتی که تجربه کرده‌اند،نگاه می‌کنی، به وضوح می‌بینی دلیل درهایی که برایشان باز شده، دستانی که از طرف خداوند در زمان لازم به کمکشان آمده، ایده‌هایی که در لحظه‌ی مناسب با آن برخورد نموده‌اند و …، تفاوت عظیم ایمانشان، نسبت به دیگران است.

    آن‌ها توانسته‌اند حمایت نیرویی را در مسیرشان باور کنند و نتایجی را ببینند که هنوز در واقعیت هیچ اثری از آن نبوده است.

    به همین دلیل، آنچه را که دیگران بحران می‌دانستند، برای آنها فرصت به شمار آمده، آنچه را که دیگران مشکل می‌شمردند، برای آنها جز برکت نبوده است.

    در این جلسه، می‌آموزی که چرا فردی مانند ایلان ماسک، یک هدف غیر ممکن از نگاه هزاران نفر را محقق نموده و  چه نگاه، باور و ایمانی او را قادر ساخته تا موشکی را به فضا ارسال و به سلامت به زمین برگرداند که حتی از نگاه ناسا با کوله باری از تجربه درباره فضا، ناممکن می‌نمود.

    چگونه می‌تواند تعریف صنعت خودسازی را تغییر دهد در حالیکه صاحبان این صنعت، چنین امری را غیر ممکن می‌شمردند.

    در یک کلام، این جلسه به شما یاد می‌دهد که چیزی به عنوان اهداف غیر ممکن وجود ندارد، فقط نیاز به باورهای قدرتمن کننده تر، ایمان و توکل بیشتر، احساس لیاقت و عزت نفس بیشتر و به یاد آوردن توانایی‌های خودت و حمایت نیرویی که به اندازه ایمانت به کمک ات می‌شتابد، دارد.

    در این جلسه می‌آموزی که چطور با باورهای قدرتمند کننده و با قدم‌های کوچک، از هدف‌های بزرگ، یک تجربه ممکن بسازی.

    جلسه هجدهم

    حتما شما هم داستان افرادی را شنیده اید که می گویند:

    ماجرای صاحب خانه شدنم از آنجا شروع شد که، از اسباب کشی های متعدد خسته شده بودم و زمانی صاحب خانه ام رقمی عجیب و قریب برای تمدید قرار داد، پیشنهاد داد، با تمام وجود تصمیم گرفتم خودم صاحب خانه شوم.

    وقتی سهل انگاری کارمند قبلی ام، خسارتی عمده به کسب و کارم وارد کرد، تصمیم به استخدام فردی ماهر، باهوش و مسئولیت پذیر گرفتم و الان این کارمند را دارم.

    دلیل اینکه الان کسب و کار خودم را دارم، این است که کارفرمایم تمام زحمات، ایده ها و راهکارهای سودمندم را نادیده می گرفت!

    دلیل فروش بالا در کسب و کارم این است که کاهش شدید فروش موجب شد تصمیم به تغییری کلی در شیوه نگاهم به بازاریابی و فروش در کسب و کارم بگیرم زیرا حتی از عهده تامین هزینه های هم بر نمی آمدم.

    به عبارتی،نه تنها بهترین زمان برای شناخت خواسته‌های واقعی‌مان، زمانی است که به شدت با تضادِ آن مواجه می شویم، بلکه دلیل نتایج کنونی مان نیز، همان تضادهایی است که روزی آن را بدترین اتفاق زندگی مان می خواندیم.

    با این حال، هنوز هم آدم‌های زیادی نمی‌توانند قبول کنند که تضادها، بهترین فرصت برای اتصال آنها به خواسته‌هایشان هستند.

    هنوز هم وقتی در برابر ناخواسته‌ای قرار می‌گیریم، وقتی چکمان پاس نمی‌شود، محصولی که آنقدر رویش حساب کرده بودیم، به فروش نمی‌رسد، اداره استاندارد، اجازه ارائه محصولمان را نمی‌دهد، عشقمان ما را ترک می‌کند، از شغلمان اخراج می‌شویم، صاحب خانه ما را جواب می‌کند و … به شدت نگران و نا امید شده و لب به گلایه و شکایت می‌گشاییم که چرا این بلا باید سر من بیاید؟!

    خیلی از افراد در پی فرار از تضادها هستند زیرا قبول کردنش سخت است که چطور این تضاد که همه برنامه زندگی‌ام را به هم زده و نزدیک است مرا نابود کند، ممکن است یک برکت در زندگی‌ام باشد و مرا به خواسته‌ام برساند؟!

    وقتی به مسیر کسب و کارم، از زمانی که ۱۵ سالم بود و یک مغازه بازی‌های کامپیوتری داشتم تا شرایط کنونی‌ام، نگاه کردم، دیدم هرجا نشانی از رشد بوده، دلیل برداشتن قدم هایی که آن رشد را آفرید، فقط و فقط، مواجه شدن با آن تضاد بود. تضادها من را از قم به بندرعباس، از بندرعباس به تهران و از تهران به فلوریدای آمریکا هدایت کردند.

    تضادها مرا از یک راننده تاکسی که تمام تلاش اش جور کردن اجاره خانه آخر ماه بود، به فردی که اکنون می‌شناسید، تبدیل نمودند.

    وقتی این مسیر را مرور کردم، دیدم تنها چیزی که نمی‌خواهم هرگز در این مسیر حذف شود، همین تضادهاست که مثل شاه کلید درهایی بودند که درِ بعدی و بعدی و بعدی را برایم نشان داد. من یاد گرفتم به جای گله و شکایت، تنها کار من، استفاده از این شاه کلید برای بازکردن درهای پیش رویم است و خدا می‌داند که در این مسیر، چه اتفاقات خوشایندی در قالب آدمهای جدید، موقعیت‌های جدید، دنیاهای جدید، وارد زندگی‌ام شد، خواسته‌هایم را به من شناساند. با تجربه هر خواسته، ای کاش‌هایم کمتر و حتی ناپدید شد و مرا رشد داد و ظرف وجودی‌ام را پر کرد.

    به همین دلیل این جلسه را به عنوان مهم‌ترین جلسه این دوره آماده نمودم تا با عمل کردن به تمریناتش، نه تنها کسب و کارت را رشد دهی، نه تنها ثروت را وارد زندگی‌ات نمایی، بلکه جهانت را در تمام ابعاد زیبا و شگفت انگیز نمایی.

    اگر با مسئله‌ای در کسب و کارت مواجه شده ای که حتی آن را کشنده می دانی، بدان این مسئله، حکم نوش دارویی است که آمده تا جانی دوباره به کسب و کارت ببخشد، اما به شرط آن که، پیام این تضاد را بشنوی و از آن کلید برای گشودن درهای پیش رویت، استفاده کنی.

    این را به عنوان برنامه خداوند برای پیشرفت جهان بپذیر که: جهان راهی جز پیشرفت ندارد و راه پیشرفت جهان، رسیدن ما به خواسته های مان است و راه شناخت خواسته های ما، برخورد با تضادها است و از آن لحظه به بعد، همه زندگی‌ات بسته به انتخاب توست:

    می‌توانی با اعلام حق داشتن برای گله و شکایت، حق داشتن برای نگران بودن، حق داشتن برای احساس بد داشتن، تمرکز خود را بر وضعیتی بگذاری که فقط آمده تا خواسته‌ات را به تو بشناساند و آن را وارد زندگی‌ات کند.

    یا می‌توانی با انجام تمرین این جلسه در هر لحظه‌ای که با هر تضادی روبرو می‌شوی، از این فرصت شگفت انگیز، به نفع خودت و کسب و کارت استفاده نمایی.

    همیشه ادامه تجربه زندگی‌ و نتایجی که می گیریم، وابسته به این انتخاب است…

    جلسه نوزدهم

    این موضوع خیلی جدی و اساسی است که باور کنی و ایمان داشته باشی که:

    راه رشد کسب و کار تو، تغییر باورهایت است

    راه افزایش فروش، تغییر باورهایت است

    راه جذب افراد شایسته به کسب و کارت، تغییر باورهایت است

    راه هدایت تو به انجام هر عملی که نتیجه اش به رشد و سودهی کسب و کارت می انجامد، تنها و تنها و تنها تغییر باورهایت است.

    راه رسیدن به استقلال مالی، تنها ایجاد باورهای قدرتمند کننده و هماهنگ با این خواسته است

    راه حضور تو به بازارهای پرسود تر، تنها ایجاد باورهای قدرتمند کننده تر است و راه تجربه هر چیزی که آرزویش را داری، فقط تغییر باورهایت است و هیچ تکنیک، معجزه و رازی در این باره وجود ندارد.

    وقتی از تغییر باورها صحبت می کنم، افراد زیادی تصورشان این است که  می گوییم: دست رو دست بگذار و منتظر فرود یک گونی پول از آسمان باش…

    برای همین، این موضوع آنقدر برایشان بدیهی به نظر می رسد که انگار به اندازه کلیک کردن یک دکمه، کار دارد و  هر فردی به راحتی قادر به انجامش است…

    از این رو، افراد زیادی این موضوع را جدی نمی گیرند زیرا ذهنشان به آنها می گوید:

    خوب!!! اگر رسیدن به این موفقیت ها به این سادگی بود، که خیلی ها باید الان موفق می بودند!

    در نگاه اول، ساده لوحانه به نظر می رسد، که می شود با تغییر باور، با کنترل افکار، با کنترل کانون توجه و با تمرکز بر آنچه که می خواهیم و به ما احساس خوبی می دهد، به همه خواسته هامان برسیم،  اما سوال این است که:

    چند درصد از افراد قادر به پذیرش این موضوع هستند که راه افزایش توان مالی، تغییر باور است؟!

    چند درصد از افراد قادر به کنترل افکارشان هستند؟!

    چند درصد از مردم در لحظات سخت و دشوار مالی، قادر به کنترل نجواهای ذهنی شان و امیدوار ماندن و ادامه دادن به روند مثبت نگری صرف هستند؟

    چند درصد از افکار می توانند کانون توجه شان را بر روی چیزهایی که می خواهند، متمرکز کنند؟!

    چند درصد از افراد قادرند داشتن ثروتی را تجسم کنند که نه تنها آن را ندارند، بلکه توسط طلبکارها، احاطه شده اند؟!

    چند درصد از افراد می توانند در لحظه ای که همه شواهد زندگی شان، تنها یادآور مشکلات مالی بسیار است، می توانند رفاهی را تجسم کنند که آرزویش را دارند؟!

    چند درصد از افراد قادرند در حالی تمرکزشان را روی نکات مثبت زندگی شان نگاه دارند که اوضاع اصلا خوب به نظر نمی رسد؟

    و چند درصد از مردم، قادرند شاد باشند؟!!

    شاید کمتر از ۱ درصد!!!

    نمی خواهم بگویم که این کار غیر ممکنی است، بلکه می خواهم بگویم، انجام این کار، تمرین بسیار می خواهد.

    ایمان بسیار می خواهد تا آنقدر تمرین شود، ادامه یابد و تکرار شود تا بالاخره عضله ی چنین نگرشی در ناخودآگاه شما ایجاد بشود تا بتواند در هر لحظه این نگاه را داشته باشد و در هر لحظه نجواهای ذهن را ساکت کند و در هر لحظه خودش را به سمت شادی بیشتر سوق دهد.

    وقتی از شاد بودن، ماندن در احساس خوب و تمرکز بر فقط و فقط خواسته صحبت می کنم، از موضوعی بدیهی حرف نمی زنم، بلکه از بزرگترین توانایی و مهارتی که فرد بشر می تواند کسب کند، صحبت می کنیم…

    در این جلسه، روشهایی را توضیح داده ام که خودم برای ساختن چنین باورهایی به کار برده ام. اما در کنار این مثالها و راهکارها، قوانین کلی این موضوع را هم به شما می گویم که می توانید از روش های من ایده گرفته و با درک قانون کلی، روش های شخصی خودتان را برای انجام روندی پایدار در تغییر باورها ایجاد نمایید و آن را برای همیشه ادامه دهید.

    زیرا رسیدن به موفقیت مالی پایدار، نیاز به انجام تلاش های ذهنیِ همیشگی دارد. زیرا عضله باورهای قدرتمند کننده ای که ایجاد نموده ای، در هر لحظه نیاز با تغذیه دارد تا یارای مقابله با نجواهای همیشگی ذهن را داشته باشد!

    پس خیلی مهم است که تمرینات و آموزه های این جلسه را با ایمان و تعهد، برای همیشه و تا وقتی که زنده هستید، انجام دهید…

    جلسه بیستم

    همه چیز، فقط “باور” است!

    اگر می خواهی کسب و کاری فوق العاده داشته باشی، لازمه اش، اول از همه ساختن باورهای قدرتمند کننده در این باره است.

    اگر محصولی پرفروش و بازاری پر رونق می خواهی، لازمه اش اول از همه باورهای قدرتمند کننده هماهنگ با این خواسته است.

    اگر کارمندانی شایسته می خواهی، لازمه اش ساختن باورهایی قدرتمند کننده است.

    اگر کسب و کاری می خواهی که نه تنها به تو آزادی مالی، بلکه آزادی زمانی بدهد، لازمه اش باورهای قدرتمد کننده است.

    و اگر سوالت این است که:

    یعنی فقط باید روی باورهایم کار کنم؟! یعنی هیچ کار دیگری انجام ندهم؟! آخر مگر می شود که فقط با ساختن باور، به خواسته رسید؟!”

    و اگر منظورت از این سوالاها این است که “باید بالاخره حرکت کنم، کاری هم انجام دهم، تا نتیجه ای حاصل شود” ،

    باید بگویم حق با شماست!

    اما اول باید آن باورهای قدرتمند کننده را بسازی، تا به مسیر راهکارهای نتیجه بخش، هدایت شوی.

    زیرا ایده های ثروت ساز، موقعیت ها، فرصت ها و راهکارهایی که به ورود ثروت به زندگی ختم می شود، هرگز به سوی فردی که باورهای مناسبی درباره ثروت ندارد، راه نمی یابد.

    حقیقت این است که باورهایت به نگرش تو، جهت می دهد.

    باورهایت را می توانی در نگاهی ببینی که نسبت به اتفاقات مختلف زندگی ات داری! در ایده ها و راه حل هایی که برای مسائل مختلفت داری!

    نگرانی ها، شادی ها، اضطراب ها و حتی شغلی که با آن امرار معاش می کنی، چیزی نیست جز، بازتابِ باورهایت!

    باورهایت در رفتار، گفتار و مهم تر از همه در تجربه زندگی ات به خوبی قابل مشاهده است. زیرا اعمال و رفتار تو، چیزی جدا از باورهایت نیست.

    و این یعنی، اگر از آنچه که الان داری، تجربه و رفتار می کنی رضایت نداری، تنها چاره اش، تغییر باورهایت است.

    و در یک کلام، اگر سوالت این است که چه چیزی موجب شده که هنوز پس از اینهمه سال نتوانسته ام رونق را در کسب و کارم جاری سازم؟

    چرا همیشه تا پای معامله می روم اما به نتیجه نمی رسد؟

    چرا در لحظه آخر همه چیز خراب می شود؟

    و …

    پاسخ این است که نعمت ها و رونق ها، به اندازه باورهایت به کسب و کار راه می یابند. مجراهای ثروت به اندازه باورهایت در کسب و کارت باز می شود.

    یعنی باورهایی که تاکنون ساخته ای، قادر است این اتفاقات را تا همین جا پیش ببرد.

    یعنی اگر تجربه بهتری می خواهی، باورهای قدرتمند کننده تری بساز.

    پس،  صادقانه با خودت خلوت کن، باورهایت را درباره خواسته هایت برسی کن و ببین چقدر این باورها با آن خواسته ها هماهنگ هستند:

    آیا آن باورها به اندازه کافی قدرتمند کننده هستند؟

    چه باورهای قدرتمند کننده تری می توانی جایگزین آنها نمایی؟

    در این جلسه، می خواهم با شرح کامل یکی از مهمترین تجارب کسب و کارم برای نخستین بار، که درس بسیار بزرگی درباره موضوع باورها به من آموخت، به شما توضیح دهم که چرا تاکید دارم “باور همه چیز است”

    سید حسین عباس منش

    جلسه آخر

    آخرین جلسه از دوره روانشناسی ثروت۳، بررسی یک نمونه عینی از چگونگی مسیر ساخته شدن باور است.این جلسه پاسخ کاملی برای سوالاتی مشابه این سوال است که می پرسند:

    با اینکه مدتهای زیادی فایلها را گوش می دهم و روی باورهایم کار می کنم، چرا هنوز تغییری را که منتظرش هستم، نمی بینم؟

    پاسخ این است که:

    خیلی از افراد وقتی با قوانین آشنا می شوند، می خواهند یک شبه و به یک باره به نتیجه ای بسیار بزرگ در زندگی شان برسند.

    مثلا با اینکه بالاترین درآمدی که تا حالا داشته، بیش از ۳ میلیون در ماه نبوده، الان انتظارش این است که به یکباره به درآمدی چند صد میلیونی برسد.

    به همین دلیل، این توهم، به جای آنکه به فرد کمک کند، مانعی بزرگ بر سر راه موفقیت های کوچکی می شود که قرار است قدمهایی باشد برای هدایت به سمت موفقیت های بزرگتر و بزرگتر

    موضوع این است که ما موجوداتی حاصل تکامل هستیم و پروسه ساختن باورها نیز، پروسه ای تکاملی است. البته منظورم از تکامل، تکامل زمانی نیست بلکه تکامل فرکانسی است

    به همین دلیل برای هر فردی با توجه به باورها، تعهد و ایمانی که در این مسیر به خرج می دهد، زمان طی کردن تکامل نیز، متغیر می شود.

    وقتی روی باورهایت کار می کنی، ایده هایی به اندازه نتیجه همان باورها به شما الهام می شود. این نخسین مرحله است و برخی افراد در همین یک مرحله متوقف می مانند زیرا می خواهند یک شبه همه چیز تغییر کند و به یک باره موفقیتی بزرگ کسب نمایند

    به همین بدلیل از آنجا که آن ایده ساده به نظر می آید یا به نظر می رسد که نتیجه بزرگ مالی ای که آنها منتظرش هستند را در بر ندارد، آن ایده را نادیده گرفته و در همان جا متوقف می شوند.

    در صورتیکه اجرای آن ایده و عمل به آن، جزئی از مراحل ساخته شدن باورهای شماست.

    زیرا از آنجا که روی باورهایت کار کرده ای، ایده همسنگ با آن باور، به شما الهام شده که اگر با ایمان آن را اجرا نمایی، نتایجی بهتر از قبل را برایت به ارمغان می آورد و حتی در بدترین حالت، اگر نتیجه بخش هم نباشد، قطعا شما را به مسیری هدایت می کند که نتاج در آنجا منتظر شماست.

    سپس آن نتایج، شما را به این موضوع که “تغیر باورها جواب می دهد” امیدوار می کند. این احساس نشانه بهبود باورهای شماست. سپس آن باور بهبود داده شده، ایده ی بهتری برایت دارد که با اجرایش، دوباره نتیجه ای بزرگتر از قبل را مشاده می کند که نه تنها ایمانت را بیشتر می کند، بلکه آن اتفاق، اعتماد به نفس ات هم افزایش می دهد.

    لذا از آنجا که اعتماد به نفس ات به خاطر  تکیه بر آن تجارب و آن دستاورها، بیشتر شده، در نتیجه از نظر ذهنی نیز آماده ای که قدمهایت را بزرگتر نمایی در حالیکه این نشانه ای است از ساخته شدن یک باور قدرتمند کننده تر!

    وقتی این مسیر را به همین شکل ادامه بدهی، چون هر بار با باورهای قدرتمند کننده تر اقدام می کنی، نتیجه بهتر می شود و این نتایج هم ایمان و هم اعتماد به نفس ات را افزایش می دهد و هم تجربه ای برایت به بار می آورد که می توانی با تکیه بر آن، از عهده نجواهای ذهنی ای که ممکن است بخواهد شما را در ادامه ناامید کند، نیز بر بیایی!

    و این ماجرا تا آنجا ادامه می یابد که آنقدر نتیجه کسب می کنی و آنقدر ایمانت به قوانین زیاد می شود و آنقدر اعتماد به نفس ات افزایش می یابد و آنقدر باورهایت قدرتمند کننده تر می شود که دیگر به این راحتی ذهنت نمی تواند با نجواهایش نا امیدت کند.

    پس وقتی قوانین به این شکل عمل می کند، چرا می خواهی به یکباره و یک شبه رشد کنی؟!

    چرا نمی خواهی با هماهنگ شدن با این قوانین، از مسیر تکاملی ای رسیدن به آرزوهایت، لذت ببری؟!

    و مهم تر از همه، چرا می خواهی با این کار، مانعی بر سر راه موفقیت هایی بسازی که حاصل تک تک قدمهایت در این مسیر تکاملی است؟!

     

    اطلاعات دوره:

    حجم دوره:5.51گیک

    توجه:

    ارزش ریالی این محصول در وبسایت عباس منش دات کام ۱۲,۹۰۰,۰۰۰ تومان می باشد

قوانین ارسال دیدگاه

  • دیدگاه های فینگلیش تایید نخواهند شد.
  • دیدگاه های نامرتبط به مطلب تایید نخواهد شد.
  • از درج دیدگاه های تکراری پرهیز نمایید.

نقد و بررسی‌ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “روانشناسی ثروت ۳ (کسب و کار فوق العاده) عباس منش”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

0